بازدهی درآمدی چیست؟ راهنمای جامع سود بانکی، سود صندوق درآمد ثابت، سود نقدی سهام و ابزارهای درآمدی
همه سرمایهگذاریها برای رشد قیمت انجام نمیشوند. گاهی هدف اصلی سرمایهگذار این نیست که داراییاش چند برابر شود، بلکه میخواهد بداند سرمایهاش در هر ماه، فصل یا سال چقدر درآمد ایجاد میکند. این همان جایی است که مفهوم «بازدهی درآمدی» اهمیت پیدا میکند.
برای بسیاری از افراد، مخصوصاً سرمایهگذاران محافظهکار، بازنشستگان، صاحبان کسبوکار، شرکتهایی که نقدینگی مازاد دارند یا افرادی که به دنبال جریان نقدی منظم هستند، سؤال اصلی این است:
اگر امروز پولم را در این ابزار بگذارم، چقدر درآمد قابل اتکا دریافت میکنم؟
این درآمد میتواند سود ماهانه صندوق درآمد ثابت، سود سپرده بانکی، کوپن اوراق، بازده اخزا، اجاره ملک، سود نقدی سهام، مستمری بیمهای یا درآمد یک طرح مشارکتی باشد. اما همه اینها یکسان نیستند. نرخ سود اسمی با نرخ مؤثر فرق دارد. سود تقسیمی صندوق الزاماً کل بازده صندوق نیست. اجاره ناخالص ملک با اجاره خالص تفاوت دارد. اوراق بدهی فقط با نرخ کوپن تحلیل نمیشود و برای بسیاری از اوراق باید YTM یا بازده تا سررسید را محاسبه کرد.
بنابراین بازدهی درآمدی فقط یک عدد ساده نیست. مجموعهای از معیارهاست که باید بسته به نوع ابزار، ساختار پرداخت، ریسک، نقدشوندگی، هزینهها و تورم انتخاب شود.
بازدهی درآمدی یعنی چه؟
بازدهی درآمدی نشان میدهد یک دارایی یا ابزار مالی در یک دوره مشخص، چه مقدار درآمد نقدی نسبت به ارزش سرمایه ایجاد میکند. این درآمد ممکن است ماهانه، فصلی، ششماهه یا سالانه باشد. برای مثال، سود ماهانه سپرده، سود تقسیمی صندوق درآمد ثابت، اجاره ملک، کوپن اوراق و سود نقدی سهام همگی نمونههایی از درآمد سرمایهگذاری هستند.
فرمول ساده بازدهی درآمدی چنین است:
بازدهی درآمدی = درآمد دورهای / ارزش سرمایهگذاری
اگر فردی ۱ میلیارد تومان سرمایهگذاری کند و سالانه ۳۰۰ میلیون تومان درآمد نقدی بگیرد، بازدهی درآمدی سالانه او ۳۰ درصد است. اما همین عدد ۳۰ درصد ممکن است بسته به شرایط، تفسیرهای متفاوتی داشته باشد. اگر این ۳۰۰ میلیون تومان ماهانه پرداخت شود و سرمایهگذار آن را دوباره سرمایهگذاری کند، نتیجه با حالتی که سود را خرج میکند متفاوت خواهد بود. اگر اصل سرمایه در طول سال نوسان کند، فقط درآمد نقدی کافی نیست و باید بازده کل را هم محاسبه کرد. اگر تورم بالا باشد، باید بازده واقعی را هم بررسی کرد.
نکته مهم این است که بازدهی درآمدی بیشتر به درد پاسخ دادن به این سؤال میخورد:
سرمایه من چقدر جریان نقدی میسازد؟
اما این سؤال، تنها سؤال سرمایهگذاری نیست. ممکن است دارایی درآمد خوبی ایجاد کند اما اصل سرمایه آن افت کند. ممکن است درآمد اسمی جذاب باشد اما پس از تورم، قدرت خرید سرمایهگذار کاهش یابد. بنابراین بازدهی درآمدی باید در کنار معیارهایی مثل بازده کل، بازده واقعی، ریسک و نقدشوندگی تحلیل شود.
تفاوت بازده درآمدی، بازده قیمتی و بازده کل
یکی از اشتباهات رایج سرمایهگذاران این است که هر نوع سود را با یک نام کلی «بازده» صدا میزنند. در حالی که باید میان سه مفهوم تفاوت گذاشت: بازده درآمدی، بازده قیمتی و بازده کل.
بازده درآمدی
بازده درآمدی فقط درآمد نقدی یا دورهای را نشان میدهد. برای مثال، اگر فردی از صندوق درآمد ثابت ماهانه سود بگیرد، یا از ملک خود اجاره دریافت کند، یا از سهام خود سود نقدی مجمع بگیرد، با بازده درآمدی روبهرو است.
بازده قیمتی
بازده قیمتی فقط رشد یا افت قیمت دارایی را نشان میدهد. مثلاً اگر واحد یک صندوق از ۱۰۰ هزار تومان به ۱۲۰ هزار تومان برسد، بازده قیمتی ۲۰ درصد است. اگر ملکی از ۸ میلیارد تومان به ۱۰ میلیارد تومان برسد، بازده قیمتی آن ۲۵ درصد است.
بازده کل
بازده کل، تصویر کاملتری ارائه میدهد؛ چون هم درآمد نقدی را لحاظ میکند و هم تغییر قیمت دارایی را.
فرمول بازده کل:
(درآمد نقدی + ارزش پایانی - ارزش ابتدایی) / ارزش ابتدایی
مثال: ملک دارای اجاره و رشد قیمت
فرض کنید فردی ملکی را ۷ میلیارد تومان خریده است. در طول یک سال، ۴۲۰ میلیون تومان اجاره دریافت کرده و در پایان سال ارزش ملک به ۸ میلیارد تومان رسیده است.
بازده اجارهای:
420 / 7000 = 6%رشد قیمت ملک:
1000 / 7000 = 14.3%بازده کل:
(420 + 1000) / 7000 = 20.3%اینجا اگر فقط اجاره را ببینیم، میگوییم ملک ۶ درصد بازده درآمدی داشته است. اما اگر رشد قیمت را هم در نظر بگیریم، بازده کل سرمایهگذار ۲۰.۳ درصد شده است. بنابراین برای تحلیل ملک، سهام سودمحور، صندوقهای دارای تقسیم سود و حتی اوراق قابل معامله، باید هم درآمد و هم تغییر ارزش دارایی را دید.
نرخ سود اسمی؛ عددی که معمولاً اعلام میشود
مفهوم
نرخ سود اسمی همان نرخی است که معمولاً در تبلیغات، قراردادها یا اطلاعیهها اعلام میشود. مثلاً گفته میشود نرخ سود سالانه ۳۰ درصد است، یا سود ماهانه معادل ۲.۵ درصد پرداخت میشود. این عدد برای شروع تحلیل مفید است، اما معمولاً برای تصمیمگیری کافی نیست.
دلیل کافی نبودن نرخ اسمی این است که زمان پرداخت سود، امکان سرمایهگذاری مجدد، هزینهها، نرخ شکست، مالیات، نقدشوندگی و حتی تورم میتوانند نتیجه واقعی سرمایهگذار را تغییر دهند. به همین دلیل، سرمایهگذار نباید فقط به نرخ اعلامی بسنده کند.
مثال: سپرده با نرخ اسمی سالانه
فرض کنید فردی ۱ میلیارد تومان در سپردهای با نرخ سود اسمی سالانه ۳۰ درصد قرار میدهد و سود ماهانه دریافت میکند.
سود سالانه اسمی:
1,000,000,000 × 30% = 300,000,000سود ماهانه:
300,000,000 / 12 = 25,000,000در این حالت سرمایهگذار ماهانه ۲۵ میلیون تومان درآمد نقدی دارد. اگر هدف او تأمین هزینههای زندگی باشد، همین عدد ماهانه برای او اهمیت زیادی دارد. اما اگر هدفش رشد سرمایه باشد، باید بررسی کند که اگر همین سود ماهانه دوباره سرمایهگذاری شود، نرخ مؤثر سالانه چقدر میشود.
محاسبه در اکسل
=1000000000*30%/12
خروجی:
۲۵,۰۰۰,۰۰۰ تومان
نکات مهم
نرخ اسمی برای مقایسه اولیه ابزارهای درآمدی قابل استفاده است، اما در چند حالت ممکن است گمراهکننده شود. اول اینکه اگر سود در چند نوبت طی سال پرداخت شود، اثر مرکب نادیده گرفته میشود. دوم اینکه اگر سرمایهگذار زودتر از موعد خارج شود، نرخ شکست ممکن است سود واقعی را کاهش دهد. سوم اینکه نرخ اسمی معمولاً درباره قدرت خرید چیزی نمیگوید؛ یعنی ممکن است سود ۳۰ درصدی در دوره تورم ۴۰ درصدی، از نظر واقعی بازده منفی ایجاد کند.
نرخ سود مؤثر؛ وقتی سود دوباره سود میسازد
مفهوم
نرخ سود مؤثر نشان میدهد اگر سودهای دورهای دوباره سرمایهگذاری شوند، سرمایهگذار در پایان سال واقعاً چند درصد بازده میگیرد. تفاوت نرخ اسمی و نرخ مؤثر زمانی مهم میشود که سود در بازههای کمتر از یک سال، مثلاً ماهانه یا فصلی، پرداخت شود.
فرمول نرخ مؤثر سالانه:
(1 + نرخ دورهای) ^ تعداد دورهها - 1
اگر نرخ اسمی سالانه داشته باشیم:
EAR = (1 + r/n)^n - 1
در این فرمول، r نرخ اسمی سالانه و n تعداد دفعات مرکب شدن در سال است.
مثال: سود ماهانه ۲.۵ درصد
فرض کنید صندوقی ماهانه ۲.۵ درصد سود ایجاد میکند. اگر سرمایهگذار هر ماه سود را برداشت کند، بازده نقدی ساده سالانه او برابر است با:
2.5% × 12 = 30%اما اگر سود هر ماه دوباره سرمایهگذاری شود، نرخ مؤثر سالانه چنین است:
(1 + 0.025)^12 - 1نتیجه:
۳۴.۵ درصد
این تفاوت بهخاطر اثر مرکب است؛ یعنی سود ماه اول هم در ماههای بعد سود میسازد.
محاسبه در اکسل
روش مستقیم:
=(1+2.5%)^12-1
یا با تابع اکسل:
=EFFECT(30%,12)
خروجی:
۳۴.۵ درصد
تفسیر
اگر کسی سود ماهانه را خرج کند، عملاً ۳۰ درصد ساده سالانه دریافت کرده است. اما اگر سودها را دوباره سرمایهگذاری کند، بازده سرمایه او به حدود ۳۴.۵ درصد میرسد. بنابراین پیش از مقایسه دو ابزار باید مشخص شود که هدف سرمایهگذار «درآمد ماهانه» است یا «رشد مرکب سرمایه».
خطای رایج
گاهی سرمایهگذاران نرخ ماهانه را در ۱۲ ضرب میکنند و همان را بازده سالانه قطعی میدانند. این کار برای درآمد نقدی ساده قابل قبول است، اما اگر بحث سرمایهگذاری مجدد سود مطرح باشد، باید نرخ مؤثر محاسبه شود.
سود بانکی، سپرده و گواهی سپرده
سپرده بانکی و گواهی سپرده از آشناترین ابزارهای درآمدی هستند. جذابیت اصلی آنها برای سرمایهگذار، دریافت سود منظم و قابل پیشبینی است. با این حال، تحلیل سپرده فقط با نرخ اعلامی کامل نمیشود.
در سپردهها باید چند موضوع بررسی شود: نرخ سود اسمی، سود ماهانه، نرخ مؤثر در صورت سرمایهگذاری مجدد، نرخ شکست، نقدشوندگی، محدودیت برداشت، شرایط قرارداد و بازده واقعی پس از تورم.
مثال: سپرده با نرخ شکست
فرض کنید فردی ۱ میلیارد تومان را در سپرده یکساله با نرخ ۳۰ درصد قرار داده است. سود ماهانه او ۲۵ میلیون تومان است. اما در قرارداد آمده اگر سپرده قبل از سررسید برداشت شود، نرخ سود با نرخ شکست ۲۴ درصد محاسبه میشود.
سود ماهانه با نرخ ۳۰ درصد:
1,000,000,000 × 30% / 12 = 25,000,000سود ماهانه با نرخ شکست ۲۴ درصد:
1,000,000,000 × 24% / 12 = 20,000,000اختلاف ماهانه:
5,000,000اگر فرد بعد از ۶ ماه برداشت کند، اختلاف سود او:
5,000,000 × 6 = 30,000,000یعنی برداشت زودتر از موعد میتواند ۳۰ میلیون تومان از سود مورد انتظار او را کاهش دهد.
محاسبه در اکسل
سود ماهانه نرخ اصلی:
=1000000000*30%/12
سود ماهانه نرخ شکست:
=1000000000*24%/12
اختلاف ۶ ماهه:
=(1000000000*(30%-24%)/12)*6
خروجی:
۳۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان
نکات تحلیلی
سپرده برای سرمایهگذاری کوتاهمدت یا نگهداری وجوهی که نیاز به ریسک پایین دارند میتواند قابل بررسی باشد، اما اگر احتمال نیاز فوری به پول وجود دارد، نرخ شکست بسیار مهم میشود. همچنین سپرده معمولاً از نظر نوسان اصل سرمایه کمریسکتر است، اما از نظر حفظ قدرت خرید باید با تورم مقایسه شود. در دورههایی که تورم بالاتر از نرخ سود است، سپرده ممکن است درآمد اسمی ایجاد کند اما بازده واقعی منفی داشته باشد.
صندوقهای درآمد ثابت؛ سود تقسیمی، NAV و بازده کل
صندوقهای درآمد ثابت یکی از مهمترین ابزارهای درآمدی در بازار سرمایه هستند. این صندوقها معمولاً بخش عمده دارایی خود را در اوراق بدهی، سپرده بانکی و ابزارهای کمریسکتر سرمایهگذاری میکنند و برای سرمایهگذارانی مناسباند که به دنبال درآمد نسبتاً باثبات، نقدشوندگی مناسب و ریسک کمتر از سهام هستند.
اما تحلیل صندوق درآمد ثابت فقط با عدد «سود ماهانه» کامل نمیشود. برخی صندوقها سود ماهانه تقسیم میکنند، برخی سود تقسیم نمیکنند و بازده آنها در NAV واحدها منعکس میشود، و برخی دیگر هم سود تقسیم میکنند و هم ارزش واحدهایشان تغییر میکند. بنابراین باید میان سود تقسیمی، رشد NAV و بازده کل تفاوت گذاشت.
مثال ۱: صندوق درآمد ثابت با تقسیم سود ماهانه
فرض کنید فردی ۵۰۰ میلیون تومان در صندوقی سرمایهگذاری کرده که ماهانه ۲.۴ درصد سود پرداخت میکند.
سود ماهانه:
500,000,000 × 2.4% = 12,000,000درآمد سالانه در صورت برداشت سود:
12,000,000 × 12 = 144,000,000بازده درآمدی ساده سالانه:
144,000,000 / 500,000,000 = 28.8%اگر سرمایهگذار این سود را برای هزینههای زندگی استفاده کند، مهمترین عدد برای او همان ۱۲ میلیون تومان درآمد ماهانه است. اما اگر سودها را دوباره وارد صندوق کند، نرخ مؤثر سالانه اهمیت پیدا میکند.
نرخ مؤثر:
(1+2.4%)^12-1نتیجه:
۳۲.۹ درصد
مثال ۲: صندوق بدون تقسیم سود
فرض کنید فردی ۵۰۰ میلیون تومان واحد صندوقی را خریداری میکند که سود ماهانه تقسیم نمیکند. بعد از یک سال، ارزش واحدهای او به ۶۵۰ میلیون تومان میرسد.
بازده:
(650 - 500) / 500 = 30%در این حالت سرمایهگذار درآمد نقدی ماهانه نگرفته، اما سرمایه او رشد کرده است. این نوع صندوق برای کسی مناسبتر است که نیاز به درآمد ماهانه ندارد و ترجیح میدهد سودها در خود سرمایهگذاری باقی بمانند.
مثال ۳: صندوق با تقسیم سود و تغییر NAV
فرض کنید فردی ۱ میلیارد تومان در صندوقی سرمایهگذاری کرده است. طی یک سال، ۲۸۰ میلیون تومان سود نقدی دریافت میکند. اما ارزش واحدهای او در پایان سال به ۹۸۰ میلیون تومان کاهش یافته است.
بازده کل:
(280 + 980 - 1000) / 1000 = 26%اگر فقط سود نقدی را ببینیم، بازده ۲۸ درصد به نظر میرسد. اما چون NAV افت کرده، بازده کل سرمایهگذار ۲۶ درصد است.
محاسبه در اکسل
=(Cash Distribution + Ending Value - Beginning Value)/Beginning Value
مثال:
=(280+980-1000)/1000
خروجی:
۲۶ درصد
نکات مهم
سود تقسیمی صندوق لزوماً کل بازده صندوق نیست. اگر صندوق سود زیادی تقسیم کند اما NAV آن کاهش یابد، بازده کل کمتر از سود تقسیمی خواهد شد. برعکس، ممکن است صندوق سود نقدی کمی تقسیم کند اما NAV آن رشد کند. بنابراین برای مقایسه صندوقها باید بازده کل، پایداری سود، ترکیب داراییها، نقدشوندگی و ریسک اعتباری داراییهای صندوق را هم بررسی کرد.
اوراق بدهی؛ Coupon، Current Yield، YTM و YTC
اوراق بدهی یکی از اصلیترین ابزارهای درآمدی در بازارهای مالی است. سرمایهگذار در اوراق معمولاً پولی پرداخت میکند و در مقابل، سود دورهای یا مبلغ مشخصی در سررسید دریافت میکند. اما تحلیل اوراق فقط با نرخ سود اسمی یا کوپن کامل نمیشود.
در اوراق باید حداقل چهار معیار را شناخت: نرخ کوپن، بازده جاری، بازده تا سررسید و در برخی موارد بازده تا زمان بازخرید.
Coupon Rate؛ نرخ سود اسمی اوراق
نرخ کوپن نشان میدهد اوراق نسبت به ارزش اسمی خود چقدر سود پرداخت میکند. برای مثال، اگر اوراقی ارزش اسمی ۱۰۰ میلیون تومان و نرخ کوپن ۳۰ درصد داشته باشد، سالانه ۳۰ میلیون تومان سود پرداخت میکند.
این عدد برای شناخت اولیه اوراق مهم است، اما بازده واقعی سرمایهگذار را نشان نمیدهد؛ چون ممکن است اوراق را در بازار با قیمتی بالاتر یا پایینتر از ارزش اسمی بخریم.
مثال
ارزش اسمی اوراق: ۱۰۰ میلیون تومان
نرخ کوپن: ۳۰ درصد
سود سالانه:
100 × 30% = 30یعنی اوراق سالانه ۳۰ میلیون تومان سود پرداخت میکند.
اما اگر سرمایهگذار این اوراق را ۹۵ میلیون تومان بخرد، بازده او با کسی که همان اوراق را ۱۰۵ میلیون تومان میخرد یکسان نیست.
Current Yield؛ بازده جاری
Current Yield نشان میدهد سود سالانه اوراق نسبت به قیمت خرید امروز چقدر است.
فرمول:
سود سالانه / قیمت خرید اوراق
مثال: خرید زیر ارزش اسمی
ارزش اسمی: ۱۰۰ میلیون تومان
سود سالانه: ۳۰ میلیون تومان
قیمت خرید: ۹۵ میلیون تومانCurrent Yield:
30 / 95 = 31.6%در این حالت، چون سرمایهگذار اوراق را ارزانتر از ارزش اسمی خریده، بازده جاری او بالاتر از نرخ کوپن است.
مثال: خرید بالاتر از ارزش اسمی
اگر همان اوراق را ۱۰۵ میلیون تومان بخریم:
30 / 105 = 28.6%در این حالت، بازده جاری کمتر از نرخ کوپن است.
نکته مهم
Current Yield برای برآورد سریع درآمد سالانه اوراق مفید است، اما سود یا زیان ناشی از تفاوت قیمت خرید با مبلغ دریافتی در سررسید را لحاظ نمیکند. بنابراین برای تصمیمگیری دقیقتر، مخصوصاً اگر قرار است اوراق تا سررسید نگهداری شود، باید YTM را محاسبه کرد.
YTM؛ بازده تا سررسید
YTM یا Yield to Maturity کاملتر از Current Yield است. این معیار نشان میدهد اگر سرمایهگذار اوراق را امروز بخرد و تا سررسید نگه دارد، با در نظر گرفتن قیمت خرید، سودهای دورهای و مبلغ دریافتی در سررسید، چه نرخ بازدهی به دست میآورد.
YTM بهخصوص زمانی مهم است که اوراق با قیمت بالاتر یا پایینتر از ارزش اسمی معامله میشود. اگر اوراق زیر ارزش اسمی خریده شود، سرمایهگذار علاوه بر سود دورهای، از افزایش قیمت تا ارزش اسمی در سررسید هم منتفع میشود. اگر اوراق بالاتر از ارزش اسمی خریده شود، بخشی از سود دورهای با زیان ناشی از بازگشت به ارزش اسمی خنثی میشود.
مثال: خرید اوراق زیر ارزش اسمی
فرض کنید:
قیمت خرید: ۹۵ میلیون تومان
ارزش اسمی در سررسید: ۱۰۰ میلیون تومان
سود سالانه: ۳۰ میلیون تومان
مدت تا سررسید: ۲ سالجریان نقدی:
زمان جریان نقدی امروز -95 پایان سال اول +30 پایان سال دوم +130 در پایان سال دوم، سرمایهگذار ۳۰ میلیون تومان سود سال دوم و ۱۰۰ میلیون تومان اصل پول را دریافت میکند.
فرمول اکسل:
=IRR({-95,30,130})خروجی تقریبی:
۳۳.۹ درصد
تفسیر: نرخ کوپن اوراق ۳۰ درصد است، اما چون سرمایهگذار اوراق را ۹۵ میلیون تومان خریده و در سررسید ۱۰۰ میلیون تومان دریافت میکند، بازده تا سررسید او بالاتر از ۳۰ درصد میشود.
مثال: خرید اوراق بالاتر از ارزش اسمی
اگر همان اوراق را ۱۰۵ میلیون تومان بخریم:
جریان نقدی:
زمان جریان نقدی امروز -105 پایان سال اول +30 پایان سال دوم +130 فرمول:
=IRR({-105,30,130})خروجی تقریبی:
۲۶.۹ درصد
تفسیر: در این حالت سرمایهگذار اوراق را گرانتر از ارزش اسمی خریده است. بنابراین با وجود دریافت سود سالانه ۳۰ میلیون تومان، بازده تا سررسید او کمتر از نرخ کوپن میشود.
YTC؛ بازده تا زمان بازخرید
برخی اوراق ممکن است اختیار بازخرید داشته باشند؛ یعنی ناشر بتواند قبل از سررسید، اوراق را بازخرید کند. در چنین حالتی سرمایهگذار باید علاوه بر YTM، بازده تا زمان بازخرید یا YTC را هم بررسی کند.
اهمیت YTC در این است که اگر اوراق زودتر از سررسید بازخرید شود، جریانهای نقدی سرمایهگذار تغییر میکند. سرمایهگذار دیگر تا سررسید نهایی سود نمیگیرد، بلکه در تاریخ بازخرید، اصل یا مبلغ بازخرید را دریافت میکند.
مثال ساده
فرض کنید اوراقی ۳ سال تا سررسید دارد، اما ناشر میتواند بعد از ۱ سال آن را با قیمت ۱۰۲ میلیون تومان بازخرید کند. سرمایهگذار اوراق را ۱۰۰ میلیون تومان خریده و در پایان سال اول ۳۰ میلیون تومان سود و ۱۰۲ میلیون تومان مبلغ بازخرید دریافت میکند.
جریان نقدی:
زمان جریان نقدی امروز -100 پایان سال اول +132 فرمول اکسل:
=IRR({-100,132})خروجی:
۳۲ درصد
تفسیر: اگر اوراق در پایان سال اول بازخرید شود، بازده سرمایهگذار ۳۲ درصد خواهد بود. این عدد ممکن است با YTM سهساله تفاوت داشته باشد.
نکته تحلیلی
برای اوراقی که اختیار بازخرید دارند، فقط نگاه کردن به YTM کافی نیست. اگر نرخهای بازار کاهش یابد، ناشر ممکن است انگیزه بیشتری برای بازخرید اوراق گرانتر و تأمین مالی مجدد با نرخ پایینتر داشته باشد. بنابراین سرمایهگذار باید سناریوی بازخرید را هم بررسی کند.
اخزا و اوراق تنزیلی؛ وقتی سود دورهای وجود ندارد
برخی اوراق، مثل اسناد خزانه اسلامی یا اوراق تنزیلی، سود دورهای پرداخت نمیکنند. سرمایهگذار این اوراق را کمتر از ارزش اسمی میخرد و در سررسید مبلغ اسمی را دریافت میکند. بنابراین بازده او از اختلاف قیمت خرید و مبلغ سررسید ایجاد میشود.
در این ابزارها، مفاهیمی مثل کوپن یا سود ماهانه کاربرد ندارند. معیار اصلی، بازده تا سررسید یا بازده تنزیلی است.
مثال: خرید اخزا
فرض کنید ارزش اسمی یک ورقه اخزا در سررسید ۱۰۰ میلیون تومان است. این ورقه امروز با قیمت ۸۸ میلیون تومان معامله میشود و ۹ ماه تا سررسید دارد.
سود ریالی:
100 - 88 = 12 میلیون تومانبازده دوره ۹ ماهه:
12 / 88 = 13.64%اما برای مقایسه با سایر ابزارها، باید این بازده را سالانهسازی کنیم.
بازده سالانه ساده تقریبی:
13.64% × 12 / 9 = 18.18%روش دقیقتر، بازده مرکب سالانه است:
(100 / 88)^(12/9)-1خروجی:
حدود ۱۸.۶ درصد
محاسبه در اکسل
=(100/88)^(12/9)-1
اگر تاریخ دقیق خرید و سررسید را داشته باشیم:
=XIRR({-88,100},{Start Date, Maturity Date})
نکات مهم درباره اخزا
اخزا برای کسی که به درآمد ماهانه نیاز دارد، الزاماً ابزار مناسبی نیست؛ چون تا سررسید سود دورهای پرداخت نمیکند. اما برای کسی که میخواهد در تاریخ مشخصی مبلغ مشخصی دریافت کند، میتواند قابل بررسی باشد. برای مثال، شرکتی که میداند ۹ ماه دیگر به نقدینگی نیاز دارد، ممکن است اخزای سررسیددار را بررسی کند.
نکته دیگر این است که اگر سرمایهگذار اخزا را پیش از سررسید بفروشد، بازده واقعی او به قیمت فروش در بازار بستگی دارد. بنابراین بازده محاسبهشده تا سررسید فقط زمانی قطعیتر است که سرمایهگذار اوراق را تا سررسید نگه دارد و پرداخت در سررسید انجام شود.
سهام درآمدمحور؛ Dividend Yield و فراتر از آن
سهام معمولاً به عنوان دارایی رشدپذیر شناخته میشود، اما برخی سرمایهگذاران به سود نقدی سهام هم توجه جدی دارند. در بازارهایی که شرکتها سود نقدی قابل توجه تقسیم میکنند، سهام درآمدمحور میتواند برای سرمایهگذارانی جذاب باشد که به دنبال جریان نقدی دورهای هستند.
اما تحلیل سهام درآمدمحور فقط با یک نسبت ساده Dividend Yield کامل نمیشود. باید پایداری سود، کیفیت سودآوری، سیاست تقسیم سود، زمان پرداخت سود و اثر رشد یا افت قیمت سهم را نیز بررسی کرد.
Dividend Yield
Dividend Yield نشان میدهد سود نقدی هر سهم نسبت به قیمت سهم چقدر است.
فرمول:
سود نقدی هر سهم / قیمت سهم
مثال
قیمت سهم: ۲,۰۰۰ تومان
سود نقدی هر سهم: ۳۰۰ تومانDividend Yield:
300 / 2000 = 15%یعنی سرمایهگذار نسبت به قیمت خرید، ۱۵ درصد سود نقدی دریافت میکند.
نکته مهم
Dividend Yield بالا همیشه به معنی جذابیت سهم نیست. ممکن است قیمت سهم به دلیل نگرانی بازار افت کرده باشد و همین افت قیمت، Dividend Yield را بالا نشان دهد. همچنین ممکن است سود نقدی پرداختشده تکرارپذیر نباشد. بنابراین باید کیفیت سود و آینده شرکت را بررسی کرد.
Payout Ratio
Payout Ratio نشان میدهد شرکت چه بخشی از سود خود را تقسیم کرده است.
فرمول:
DPS / EPS
مثال
EPS شرکت: ۵۰۰ تومان
DPS: ۳۰۰ تومانPayout Ratio:
300 / 500 = 60%یعنی شرکت ۶۰ درصد سود خود را بین سهامداران تقسیم کرده است.
تفسیر
اگر Payout Ratio خیلی بالا باشد، ممکن است شرکت منابع کمتری برای توسعه، سرمایهگذاری مجدد یا پوشش ریسکهای آینده داشته باشد. اگر خیلی پایین باشد، ممکن است سهم برای سرمایهگذار درآمدمحور جذابیت کمتری داشته باشد. البته مناسب بودن این نسبت به صنعت، مرحله رشد شرکت و سیاست مالی آن بستگی دارد.
Yield on Cost
Yield on Cost نشان میدهد سرمایهگذار نسبت به قیمت خرید اولیه خودش چقدر سود نقدی میگیرد. این معیار برای سرمایهگذاران بلندمدت اهمیت دارد.
مثال
فردی چند سال قبل سهمی را با قیمت ۱,۰۰۰ تومان خریده است. امروز قیمت سهم ۲,۵۰۰ تومان است و شرکت ۳۰۰ تومان سود نقدی پرداخت میکند.
Dividend Yield فعلی:
300 / 2500 = 12%اما Yield on Cost سرمایهگذار:
300 / 1000 = 30%یعنی سرمایهگذار قدیمی نسبت به قیمت خرید خودش، ۳۰ درصد سود نقدی میگیرد.
نکته تحلیلی
Yield on Cost برای تحلیل تجربه سرمایهگذار قدیمی مفید است، اما برای کسی که امروز میخواهد سهم را بخرد، Dividend Yield فعلی مهمتر است. نباید این دو را با هم اشتباه گرفت.
Total Shareholder Return
برای سهام، فقط سود نقدی کافی نیست. باید رشد یا افت قیمت سهم را هم لحاظ کرد.
مثال
قیمت خرید سهم: ۲,۰۰۰ تومان
قیمت پایان سال: ۲,۴۰۰ تومان
سود نقدی: ۳۰۰ تومانبازده کل سهامدار:
(2400 + 300 - 2000) / 2000 = 35%اگر فقط Dividend Yield را ببینیم، بازده ۱۵ درصد است؛ اما بازده کل سهامدار ۳۵ درصد شده است.
نکته مهم
برای سرمایهگذار درآمدمحور، Dividend Yield مهم است. اما برای ارزیابی کامل سرمایهگذاری در سهام، Total Shareholder Return معیار بهتری است، چون هم سود نقدی و هم رشد قیمت را لحاظ میکند.
۱۰. املاک درآمدی؛ اجاره خام، اجاره خالص و Cap Rate
ملک یکی از آشناترین داراییهای درآمدی در ایران است. بسیاری از افراد ملک را به این دلیل نگه میدارند که علاوه بر رشد احتمالی قیمت، اجاره ماهانه دریافت کنند. اما بازده اجارهای خام معمولاً تصویر کامل و دقیقی از سرمایهگذاری ملکی نمیدهد.
در تحلیل ملک باید میان اجاره ناخالص، اجاره خالص، هزینههای نگهداری، دوره خالی ماندن ملک، مالیات، نقدشوندگی و رشد قیمت تفاوت گذاشت.
Gross Rental Yield
بازده اجارهای ناخالص از تقسیم اجاره سالانه بر ارزش ملک به دست میآید.
فرمول:
اجاره سالانه / ارزش ملک
مثال
ارزش ملک: ۸ میلیارد تومان
اجاره ماهانه: ۴۰ میلیون توماناجاره سالانه:
40 × 12 = 480 میلیونبازده اجارهای ناخالص:
480 / 8000 = 6%این عدد نشان میدهد ملک نسبت به ارزش روز خود، سالانه ۶ درصد درآمد اجارهای ناخالص ایجاد میکند.
Net Rental Yield
برای تحلیل دقیقتر، باید هزینهها را از اجاره کم کنیم. هزینههایی مانند تعمیرات، شارژ مالکانه، کمیسیون، مالیات، بیمه، دوره خالی ماندن ملک و هزینههای حقوقی میتوانند بازده واقعی را کاهش دهند.
مثال
همان ملک ۸ میلیاردی را در نظر بگیرید که سالانه ۴۸۰ میلیون تومان اجاره ایجاد میکند. فرض کنید هزینههای سالانه چنین است:
تعمیرات و نگهداری: ۴۰ میلیون
کمیسیون و هزینههای جانبی سرشکنشده: ۲۰ میلیون
دوره خالی ماندن ملک: معادل ۱ ماه اجاره = ۴۰ میلیونهزینه کل:
40 + 20 + 40 = 100 میلیوناجاره خالص:
480 - 100 = 380 میلیونبازده اجارهای خالص:
380 / 8000 = 4.75%
تفسیر
بازده خام ۶ درصد بود، اما پس از لحاظ هزینهها به ۴.۷۵ درصد کاهش پیدا کرد. به همین دلیل، مقایسه ملک با صندوق درآمد ثابت یا اوراق فقط بر اساس اجاره ناخالص میتواند گمراهکننده باشد.
رهن و اجاره در ایران
در ایران، بسیاری از قراردادهای اجاره ترکیبی از رهن و اجاره هستند. برای تحلیل چنین قراردادی باید رهن را به درآمد معادل تبدیل کنیم. این کار معمولاً با استفاده از نرخ فرصت پول انجام میشود؛ یعنی بررسی میکنیم اگر مبلغ رهن در گزینهای مثل صندوق درآمد ثابت یا سپرده قرار میگرفت، چه درآمدی ایجاد میکرد.
مثال
ارزش ملک: ۶ میلیارد تومان
رهن: ۵۰۰ میلیون تومان
اجاره ماهانه: ۲۰ میلیون تومان
نرخ فرصت پول: ۳۰ درصد سالانهدرآمد معادل رهن:
500 × 30% = 150 میلیوناجاره سالانه:
20 × 12 = 240 میلیوندرآمد کل معادل:
150 + 240 = 390 میلیونبازده اجارهای معادل:
390 / 6000 = 6.5%
محاسبه در اکسل
=((Deposit*Opportunity Rate)+(Monthly Rent*12))/Property Value
مثال:
=((500000000*30%)+(20000000*12))/6000000000
خروجی:
۶.۵ درصد
نکته تحلیلی
نرخ فرصت پول در این محاسبه بسیار مهم است. اگر نرخ فرصت را ۲۵ درصد بگیریم، بازده معادل کمتر میشود؛ اگر ۳۵ درصد بگیریم، بازده معادل بیشتر میشود. بنابراین این محاسبه وابسته به فرض تحلیلگر است و باید شفاف اعلام شود.
Cap Rate
Cap Rate یا نرخ سرمایهگذاری در املاک حرفهای از تقسیم درآمد عملیاتی خالص بر ارزش ملک به دست میآید.
فرمول:
Cap Rate = NOI / Property Value
NOI یعنی درآمد عملیاتی خالص پس از کسر هزینههای عملیاتی، اما قبل از هزینه تأمین مالی.
نکته
Cap Rate بیشتر برای مقایسه املاک درآمدی حرفهای کاربرد دارد؛ مثلاً مقایسه چند ملک تجاری، اداری یا اجارهای. در بازار مسکونی ایران نیز میتوان از منطق آن استفاده کرد، اما باید دادههای هزینهای و درآمدی دقیقتری در اختیار داشت.
بیمه عمر، مستمری و طرحهای درآمدی ترکیبی
برخی ابزارها ظاهراً درآمدیاند، اما ساختارشان شبیه سپرده یا صندوق درآمد ثابت نیست. بیمه عمر، طرحهای مستمری، بعضی قراردادهای بازنشستگی، طرحهای درآمد ماهانه و برخی قراردادهای مشارکتی از این دستهاند.
در این ابزارها معمولاً چند جزء با هم ترکیب میشود:
- پرداختهای دورهای سرمایهگذار
- سود تضمینی یا سود مشارکت
- پوشش بیمهای یا مزایای جانبی
- ارزش بازخرید
- مستمری آینده
- شرایط فسخ
- هزینههای بیمهگری یا اداری
به همین دلیل، تحلیل آنها فقط با نرخ اعلامی کامل نیست. در بسیاری از موارد، باید جریانهای نقدی واقعی را وارد کرد و با IRR یا XIRR بازده مالی را محاسبه کرد.
مثال ساده بیمهای
فرض کنید فردی سالانه ۵۰ میلیون تومان به مدت ۵ سال پرداخت میکند و در پایان سال پنجم ۳۸۰ میلیون تومان دریافت میکند.
جریان نقدی:
سال جریان نقدی سال اول -50 سال دوم -50 سال سوم -50 سال چهارم -50 سال پنجم -50 پایان سال پنجم +380 در اکسل:
=IRR({-50,-50,-50,-50,-50,380})اگر تاریخهای واقعی پرداخت مهم باشند، بهتر است از XIRR استفاده شود.
نکته تحلیلی
بیمه عمر یا طرح مستمری فقط ابزار سرمایهگذاری نیست. پوشش فوت، ازکارافتادگی، معافیتها، شرایط بازخرید، تعهدات شرکت و ارزش بیمهای قرارداد هم مهم است. بنابراین اگر صرفاً نرخ بازده مالی را حساب کنیم، ممکن است همه ابعاد تصمیم را نبینیم. با این حال، برای مقایسه مالی با سایر ابزارها، XIRR میتواند تصویر شفافتری ارائه دهد.
ابزارهای درآمدی غیرسنتی؛ کرادفاندینگ و طرحهای مشارکتی
در سالهای اخیر، طرحهای تأمین مالی جمعی، مشارکت در تولید، فروش اعتباری و طرحهای درآمد ماهانه بیشتر مورد توجه قرار گرفتهاند. این ابزارها ممکن است نرخهای جذابی اعلام کنند، اما معمولاً ریسک آنها با سپرده بانکی یا صندوق درآمد ثابت قابل مقایسه نیست.
در این ابزارها باید علاوه بر نرخ اعلامی، به کیفیت مجری طرح، ضمانتها، وثایق، زمانبندی پرداخت، نقدشوندگی، کارمزد پلتفرم، امکان تأخیر در پرداخت و ریسک نکول توجه کرد.
مثال طرح درآمد ماهانه
فرض کنید فردی ۱۰۰ میلیون تومان در طرحی وارد میکند که وعده پرداخت ماهانه ۳ میلیون تومان برای ۱۲ ماه و بازگشت اصل پول در پایان دوره را میدهد.
جریان نقدی:
ماه صفر: -۱۰۰
ماه ۱ تا ۱۱: +۳
ماه ۱۲: +۱۰۳در اکسل:
=IRR({-100,3,3,3,3,3,3,3,3,3,3,3,103})نرخ ماهانه حدوداً ۳ درصد است.
نرخ مؤثر سالانه:
=(1+3%)^12-1نتیجه:
حدود ۴۲.۶ درصد
تفسیر
این عدد بازده مالی وعدهدادهشده را نشان میدهد، اما به معنی بدونریسک بودن طرح نیست. اگر پرداختها با تأخیر انجام شود، اگر بخشی از اصل پول برگشت داده نشود یا اگر طرح زودتر متوقف شود، بازده واقعی سرمایهگذار متفاوت خواهد شد.
نکته مهم
ابزارهای درآمدی غیرسنتی را نباید صرفاً به دلیل نرخ بالاتر با صندوق درآمد ثابت مقایسه کرد. نرخ بالاتر معمولاً با ریسک بالاتر همراه است. در چنین ابزارهایی، تحلیل حقوقی، اعتباری و عملیاتی به اندازه محاسبه بازده مهم است.
بازده اسمی در برابر بازده واقعی پس از تورم
در اقتصاد ایران، تحلیل بازده درآمدی بدون توجه به تورم ناقص است. ممکن است سرمایهگذار از نظر اسمی سود قابل توجهی دریافت کند، اما از نظر قدرت خرید عقب بماند.
فرمول بازده واقعی:
((1 + بازده اسمی) / (1 + نرخ تورم)) - 1
مثال
فرض کنید صندوقی در یک سال ۳۲ درصد بازده مؤثر داده است. اگر تورم همان سال ۴۰ درصد باشد:
(1.32 / 1.40) - 1نتیجه:
منفی ۵.۷ درصد
یعنی سرمایهگذار با وجود دریافت سود اسمی، از نظر قدرت خرید حدود ۵.۷ درصد عقب مانده است.
محاسبه در اکسل
=((1+32%)/(1+40%))-1
تفسیر
بازده درآمدی برای مدیریت جریان نقدی مهم است، اما برای حفظ ارزش ثروت کافی نیست. اگر هدف سرمایهگذار تأمین هزینههای ماهانه باشد، درآمد اسمی اهمیت دارد. اما اگر هدف حفظ قدرت خرید در بلندمدت باشد، باید بازده واقعی را هم سنجید.
بازده ناخالص و بازده خالص
بسیاری از بازدههایی که در نگاه اول میبینیم، ناخالص هستند. اما آنچه برای سرمایهگذار اهمیت دارد، بازده خالص است؛ یعنی بازده پس از کسر هزینهها، مالیات، کارمزدها، هزینه نقدشوندگی و سایر مخارج.
مثال ملک
در مثال ملک، بازده اجارهای خام ۶ درصد بود، اما پس از کسر هزینهها به ۴.۷۵ درصد رسید. اگر مالیات یا تعمیرات غیرمنتظره هم اضافه شود، بازده خالص کمتر میشود.
مثال صندوق
فرض کنید صندوقی از محل داراییهای خود ۳۰ درصد بازده ناخالص ایجاد میکند، اما پس از هزینهها و کارمزدها، بازده قابل مشاهده برای سرمایهگذار ۲۸.۵ درصد است. برای سرمایهگذار، عدد دوم مهمتر است.
مثال اوراق
در اوراق، کارمزد معامله، قیمت واقعی خرید، قیمت فروش پیش از سررسید و مالیات احتمالی میتواند بازده نهایی را تغییر دهد. اگر سرمایهگذار اوراق را تا سررسید نگه ندارد، YTM اولیه الزاماً بازده نهایی او نخواهد بود.
نکته کلیدی
همیشه باید پرسید: این بازده قبل از هزینه است یا بعد از هزینه؟ قبل از تورم است یا بعد از تورم؟ روی کاغذ است یا واقعاً در حساب سرمایهگذار نشسته است؟
جدول انتخاب معیار مناسب برای هر ابزار درآمدی
| ابزار | معیار اصلی | معیار مکمل | نکته تفسیری |
|---|---|---|---|
| سپرده بانکی | نرخ اسمی، سود ماهانه | نرخ مؤثر، نرخ شکست، بازده واقعی | اگر احتمال برداشت زودتر وجود دارد، نرخ شکست بسیار مهم است. |
| گواهی سپرده | نرخ اسمی | نرخ شکست، نقدشوندگی | باید دید فروش یا ابطال زودتر چه اثری بر سود دارد. |
| صندوق درآمد ثابت تقسیم سودی | سود ماهانه | نرخ مؤثر، بازده کل، تغییر NAV | سود تقسیمی بهتنهایی کل بازده نیست. |
| صندوق درآمد ثابت بدون تقسیم سود | رشد NAV | بازده مؤثر سالانه | مناسبتر برای رشد سرمایه تا درآمد ماهانه. |
| اوراق بدهی کوپندار | YTM | Coupon Rate، Current Yield | YTM کاملتر از کوپن و Current Yield است. |
| اوراق قابل بازخرید | YTC | YTM | اگر احتمال بازخرید وجود دارد، YTC باید بررسی شود. |
| اخزا و اوراق تنزیلی | بازده تا سررسید | Discount Yield، XIRR | سود دورهای ندارد؛ بازده از اختلاف قیمت خرید و سررسید ایجاد میشود. |
| سهام سودمحور | Dividend Yield | Payout Ratio، TSR، Yield on Cost | سود نقدی بالا همیشه نشانه ارزندگی نیست. |
| ملک اجارهای | Gross Rental Yield | Net Rental Yield، Cap Rate | هزینهها و خالی ماندن ملک بازده واقعی را کاهش میدهند. |
| رهن و اجاره | بازده اجارهای معادل | نرخ فرصت پول | نتیجه به فرض نرخ فرصت پول وابسته است. |
| بیمه عمر و مستمری | XIRR | نرخ تضمینی، ارزش بازخرید | باید ارزش پوشش بیمهای هم جداگانه دیده شود. |
| طرحهای درآمد ماهانه | IRR / XIRR | ریسک نکول، نقدشوندگی | نرخ بالا بدون تحلیل ریسک کافی نیست. |
| کرادفاندینگ بدهیمحور | IRR / YTM تقریبی | ضمانتها و ریسک پروژه | باید کیفیت ضامن، مجری و ساختار پرداخت بررسی شود. |
اشتباهات رایج در تحلیل بازدهی درآمدی
اشتباه اول: یکی گرفتن نرخ اسمی و نرخ مؤثر
سود ماهانه ۲.۵ درصد معادل ۳۰ درصد ساده سالانه است، اما اگر سودها دوباره سرمایهگذاری شوند، نرخ مؤثر حدود ۳۴.۵ درصد میشود. بنابراین باید روشن باشد که درباره درآمد نقدی ساده صحبت میکنیم یا رشد مرکب سرمایه.
اشتباه دوم: نگاه کردن فقط به سود تقسیمی صندوق
اگر صندوق سود تقسیم کند اما NAV آن کاهش یابد، بازده کل کمتر از سود تقسیمی خواهد بود. برای مقایسه صندوقها باید سود تقسیمی و تغییر NAV را با هم دید.
اشتباه سوم: تحلیل اوراق فقط با کوپن
کوپن ۳۰ درصد به معنی بازده ۳۰ درصدی سرمایهگذار نیست. اگر اوراق را بالاتر یا پایینتر از ارزش اسمی بخریم، YTM تغییر میکند.
اشتباه چهارم: نادیده گرفتن اخزا و اوراق تنزیلی
در اوراق بدون کوپن، سود دورهای وجود ندارد. بازده از تفاوت قیمت خرید و مبلغ دریافتی در سررسید ایجاد میشود. بنابراین این ابزارها باید با بازده تا سررسید یا XIRR تحلیل شوند.
اشتباه پنجم: محاسبه خام اجاره ملک
اجاره سالانه تقسیم بر قیمت ملک، فقط بازده ناخالص را نشان میدهد. هزینهها، خواب ملک، مالیات، تعمیرات و ریسک مستأجر باید لحاظ شود.
اشتباه ششم: بیتوجهی به تورم
درآمد اسمی بالا لزوماً به معنی حفظ قدرت خرید نیست. اگر تورم از بازده درآمدی بیشتر باشد، بازده واقعی میتواند منفی شود.
اشتباه هفتم: مقایسه ابزارهای متفاوت بدون توجه به ریسک
سود صندوق درآمد ثابت، اجاره ملک، سود اوراق، سود سهام و بازده طرح مشارکتی از نظر ریسک و نقدشوندگی یکسان نیستند. مقایسه این ابزارها فقط بر اساس نرخ بازده، تحلیل ناقصی است.
جمعبندی
بازدهی درآمدی یکی از مهمترین خانوادههای بازدهی در مالی است، چون مستقیماً با جریان نقدی سرمایهگذار ارتباط دارد. این نوع بازدهی برای افرادی اهمیت دارد که میخواهند سرمایهشان درآمد منظم، قابل پیشبینی و قابل استفاده ایجاد کند.
اما تحلیل بازدهی درآمدی فقط با یک عدد ساده انجام نمیشود. برای سپرده باید نرخ اسمی، نرخ مؤثر و نرخ شکست را دید. برای صندوق درآمد ثابت باید سود تقسیمی، رشد NAV و بازده کل را محاسبه کرد. برای اوراق باید میان کوپن، Current Yield، YTM و YTC تفاوت گذاشت. برای اخزا باید بازده تا سررسید را محاسبه کرد. برای سهام باید Dividend Yield را در کنار بازده کل سهامدار دید. برای ملک باید اجاره ناخالص را به اجاره خالص و Cap Rate نزدیک کرد. برای ابزارهای ترکیبی نیز معمولاً IRR یا XIRR لازم است.
در نهایت، بازدهی درآمدی به این سؤال پاسخ میدهد:
سرمایه من چقدر جریان نقدی میسازد؟
اما سرمایهگذار حرفهای یک سؤال دیگر هم میپرسد:
این جریان نقدی، پس از هزینه، ریسک و تورم، واقعاً چقدر ارزش دارد؟
پرسشهای متداول
تفاوت نرخ سود اسمی و نرخ سود مؤثر چیست؟
نرخ سود اسمی نرخ اعلامشده است، اما نرخ مؤثر اثر مرکب شدن سودهای دورهای را در نظر میگیرد. اگر سود ماهانه دوباره سرمایهگذاری شود، نرخ مؤثر از نرخ اسمی بیشتر میشود.
آیا سود ماهانه صندوق درآمد ثابت همان بازده کل صندوق است؟
نه الزاماً. اگر NAV صندوق تغییر کند، بازده کل سرمایهگذار برابر است با سودهای دریافتی بهعلاوه تغییر ارزش واحدها.
YTM چه تفاوتی با نرخ کوپن دارد؟
نرخ کوپن سود اسمی اوراق نسبت به ارزش اسمی است. YTM بازده کامل سرمایهگذار تا سررسید را با توجه به قیمت خرید، سودهای دورهای و مبلغ دریافتی در سررسید محاسبه میکند.
بازده اخزا چگونه محاسبه میشود؟
در اخزا معمولاً سود دورهای پرداخت نمیشود. سرمایهگذار اوراق را کمتر از ارزش اسمی میخرد و در سررسید مبلغ اسمی را دریافت میکند. بازده از تفاوت قیمت خرید و مبلغ سررسید به دست میآید و باید سالانهسازی شود.
بازده اجارهای ملک را چگونه دقیقتر محاسبه کنیم؟
ابتدا اجاره سالانه را نسبت به ارزش ملک محاسبه میکنیم. سپس هزینههایی مانند تعمیرات، خواب ملک، مالیات، کمیسیون و سایر هزینهها را کم میکنیم تا بازده اجارهای خالص به دست آید.
آیا Dividend Yield بالا همیشه نشانه جذابیت سهم است؟
خیر. سود نقدی بالا ممکن است ناشی از افت قیمت سهم یا تقسیم سود غیرپایدار باشد. باید کیفیت سود، Payout Ratio، وضعیت شرکت و بازده کل سهامدار نیز بررسی شود.