انتظارات تورمی چیست؟ بررسی تأثیر آن بر اقتصاد و بازارهای مالی
انتظارات تورمی چیست؟ فرض کنید قصد خرید کالایی را دارید که امروز به آن نیاز قطعی ندارید، اما تصور میکنید چند ماه دیگر قیمت آن به میزان قابلتوجهی افزایش خواهد یافت. در نتیجه ممکن است تصمیم بگیرید خرید خود را جلو بیندازید. حالا همین منطق را در مقیاس بزرگتر تصور کنید که خانوارها خریدهای خود را تغییر دهند، بنگاهها در قیمتگذاری آینده محتاطتر شوند، کارکنان هنگام مذاکره درباره دستمزد افزایش هزینههای زندگی را در نظر بگیرند و سرمایهگذاران ترکیب داراییهایشان را تغییر دهند.
در چنین شرایطی، هنوز افزایش قیمت آینده اتفاق نیفتاده، اما انتظار درباره تورم آینده، رفتار اقتصادی امروز را تغییر داده است. این همان نقطهای است که مفهوم «انتظارات تورمی» اهمیت پیدا میکند.
انتظارات تورمی یکی از مفاهیم کلیدی اقتصاد کلان و سیاست پولی است و تأثیر آن تنها به قیمت کالاهای مصرفی محدود نمیشود. نرخ بهره، دستمزدها، تصمیمهای سرمایهگذاری بنگاهها، بازار سهام، اوراق بدهی، طلا، ارز و حتی بازار مسکن میتوانند مستقیم یا غیرمستقیم از تغییر انتظارات نسبت به تورم آینده تأثیر بگیرند.
بااینحال، یک اشتباه رایج این است که هر افزایش قیمت در بازار ارز یا طلا را نشانه قطعی افزایش انتظارات تورمی بدانیم یا تصور کنیم افزایش انتظارات تورمی الزاماً قیمت تمام داراییها را بالا میبرد. در حالی که واقعیت پیچیدهتر است و در این مقاله از آیپاسارگاد بررسی میکنیم که انتظارات تورمی چیست، چگونه شکل میگیرد و از چه کانالهایی به اقتصاد و بازارهای مالی منتقل میشود.
انتظارات تورمی چیست؟
«انتظارات تورمی» (Inflationary expectations) به باور یا برآورد خانوارها، بنگاهها، سرمایهگذاران و سایر فعالان اقتصادی درباره میزان افزایش سطح عمومی قیمتها در آینده گفته میشود.
به بیان ساده، وقتی فردی فکر میکند قیمت کالاها و خدمات در سال آینده با سرعت بیشتری افزایش پیدا خواهد کرد، انتظارات تورمی او افزایش یافته است. انتظارات تورمی ممکن است بر اساس تجربه تورم سالهای گذشته، تغییر نرخ ارز، تصمیمهای اقتصادی دولت، وضعیت نقدینگی، اخبار اقتصادی یا مجموعهای از عوامل دیگر شکل بگیرد.
نکته مهم این است که انتظارات تورمی یک عدد واحد برای کل اقتصاد نیست. ممکن است خانوارها انتظار متفاوتی نسبت به مدیران بنگاهها داشته باشند و پیشبینی اقتصاددانان نیز با نگاه فعالان بازارهای مالی متفاوت باشد. حتی میان خانوارها نیز تجربه افراد از تورم یکسان نیست.
برای نمونه، فردی که سهم زیادی از درآمد خود را صرف اجاره و مواد غذایی میکند ممکن است برداشت متفاوتی از وضعیت قیمتها نسبت به فردی داشته باشد که ترکیب هزینههای دیگری دارد. به همین دلیل، بانکهای مرکزی مختلف جهان برای بررسی انتظارات تورمی تنها به یک گروه یا یک شاخص اتکا نمیکنند و از ترکیبی از پیمایش خانوارها، نظرسنجی بنگاهها، پیشبینی کارشناسان و اطلاعات بازارهای مالی استفاده میکنند.
اهمیت انتظارات تورمی چیست؟
انتظارات تورمی در ظاهر درباره آینده است، اما اهمیت اصلی آن در این است که میتواند تصمیمهای امروز را تغییر دهد. وقتی خانوار انتظار افزایش قیمت دارد، ممکن است زمان مصرف یا شیوه پسانداز خود را تغییر دهد. همچنین بنگاهی که انتظار افزایش هزینهها را دارد، تصمیم متفاوتی درباره قیمتگذاری محصولات، قراردادها یا سرمایهگذاری میگیرد.نیروی کار نیز قدرت خرید آینده دستمزد را بررسی میکند و سرمایهگذاران نیز بازده اسمی داراییهای خود را با تورم مورد انتظار مقایسه میکنند.
اگر این رفتارها در سطح گستردهای اتفاق بیفتند، انتظارات درباره تورم آینده میتواند خود به یکی از عوامل مؤثر بر مسیر تورم تبدیل شود. اما انتظارات تورمی را نباید علت مستقل و یگانه تورم بدانیم چرا که رشد تقاضا، سیاست پولی و مالی، هزینه تولید، نرخ ارز، محدودیتهای عرضه و شوکهای خارجی نیز در شکلگیری تورم نقش دارند.
از طرف دیگر، رابطه انتظارات تورمی با بازارهای مالی نیز مکانیکی نیست. افزایش انتظار تورم ممکن است همزمان درآمد اسمی برخی شرکتها را بالا ببرد، نرخ بهره را افزایش دهد، ارزش اوراق را تحت فشار قرار دهد یا تقاضا برای بعضی داراییها را تغییر دهد.
تفاوت تورم با انتظارات تورمی چیست؟
تورم و انتظارات تورمی ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند، اما یک مفهوم نیستند. تورم تحققیافته نشان میدهد سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات در یک دوره مشخص چه میزان افزایش یافته است. در مقابل، انتظارات تورمی درباره آینده صحبت میکند و به تصور افراد از میزان تورم در آینده اشاره میکند.
برای مثال، ممکن است تورم در حال حاضر بالا باشد، اما مردم تصور کنند که با اجرای سیاستهای اقتصادی مؤثر در سال آینده تورم کاهش پیدا خواهد کرد. در این حالت تورم فعلی بالا است ولی انتظارات نسبت به آینده نزولی است.
حالت عکس نیز امکانپذیر است و ممکن است نرخ تورم در یک مقطع کاهش پیدا کند اما فعالان اقتصادی تصور کنند که این کاهش موقتی است و در آینده دوباره قیمتها با سرعت بیشتری افزایش خواهند یافت. بنابراین کاهش تورم فعلی الزاماً به معنای کاهش انتظارات تورمی نیست.
در این میان مفهوم دیگری نیز وجود دارد: ادراک تورم. ادراک تورم به برداشت افراد از افزایش قیمتهایی مربوط میشود که تاکنون تجربه کردهاند. برای مثال فردی ممکن است احساس کند هزینه زندگی او در یک سال گذشته بسیار زیاد شده است و همین تجربه بر انتظارات تورمی او اثر بگذارد.
مفاهیم مرتبط با انتظارات تورمی در جدول زیر به طور خلاصه قابل مشاهده است:
| مفهوم | به چه چیزی اشاره دارد؟ |
| تورم تحققیافته | افزایش واقعی سطح عمومی قیمتها در گذشته |
| ادراک تورم | برداشتی که افراد از افزایش قیمتهای گذشته دارند |
| پیشبینی تورم | برآورد آینده تورم با استفاده از تحلیل یا مدل |
| انتظارات تورمی | باوری که فعالان اقتصادی درباره تورم آینده دارند |
تفاوت میان پیشبینی تورم و انتظارات تورمی نیز مهم است. اقتصاددانان ممکن است براساس مدل خود تورم سال آینده را پیشبینی کنند، درحالیکه خانوارها بدون استفاده از مدل اقتصادی و بر اساس تجربه، اخبار و شرایط بازار انتظارات متفاوتی داشته باشند.
انتظارات تورمی چگونه شکل میگیرد؟
هیچ متغیری به تنهایی عامل شکلگیری انتظارات تورمی نیست. افراد هنگام تصور آینده اقتصاد، مجموعهای از اطلاعات گذشته و حال را در نظر میگیرند که البته وزن هر عامل برای گروههای مختلف متفاوت است. در ادامه به مهمترین عوامل شکلگیری انتظارات تورمی میپردازیم.
تجربه تورم در گذشته
یکی از سادهترین روشهای شکلگیری انتظارات تورمی این است که افراد گذشته را به آینده تعمیم دهند. اگر یک اقتصاد برای چندین سال متوالی تورم بالا را تجربه کرده باشد، ممکن است بخشی از جامعه تصور کند که افزایش قیمتها ادامه خواهد داشت. در ادبیات اقتصادی به چنین فرآیندی «انتظارات تطبیقی» گفته میشود.
در مقابل، اگر سیاستگذار در طول زمان سابقه موفقی در بازگرداندن تورم به سطحی باثبات ایجاد کرده باشد، احتمال دارد حتی افزایش موقتی قیمت برخی از کالاها انتظار بلندمدت افراد را چندان تغییر ندهد.
نقش نرخ ارز در شکلگیری انتظارات تورمی چیست؟
در اقتصادی که بخش مهمی از مواد اولیه، کالاهای واسطهای یا تجهیزات آن به تجارت خارجی وابسته است، نرخ ارز میتواند از طریق هزینه واردات بر قیمتها اثر بگذارد. اما باید توجه داشت که اثر نرخ ارز صرفاً حسابداری نیست و تغییرات شدید نرخ ارز ممکن است برداشت مردم و بنگاهها درباره آینده تورم را نیز تغییر دهد.
به همین دلیل در اقتصاد ایران تحولات بازار ارز معمولاً یکی از متغیرهای مهمی است که هنگام تحلیل انتظارات تورمی بررسی میشود. بااینحال نباید هر نوسان آن را مستقیماً معادل تغییر انتظارات تورمی دانست.
سیاست پولی و وضعیت متغیرهای پولی
تصمیمهای بانک مرکزی، وضعیت رشد نقدینگی و اعتبار، نرخهای سود و شرایط شبکه بانکی از دیگر عواملی هستند که میتوانند بر برداشت فعالان اقتصادی از آینده قیمتها اثر بگذارند. اگر جامعه تصور کند که افزایش مستمر تقاضای اسمی با ظرفیت تولید اقتصاد سازگار نیست، ممکن است انتظار افزایش سطح قیمتها شکل بگیرد. در عین حال، نحوه واکنش سیاستگذار نیز اهمیت دارد. یک شوک تورمی در دو اقتصاد با چارچوب سیاستی و اعتبار متفاوت میتواند انتظارات کاملاً متفاوتی را ایجاد کند.
سیاست مالی و بودجه دولت
ساختار بودجه، اندازه کسری و بهویژه شیوه تأمین آن برای انتظارات اهمیت دارد. وجود کسری بودجه بهتنهایی به این معنا نیست که به همان میزان تورم ایجاد خواهد شد. روش تأمین مالی، وضعیت اقتصاد، ظرفیت بازار بدهی، رفتار نظام بانکی و واکنش سیاست پولی تعیین میکنند که اثر نهایی چگونه خواهد بود.
اما اگر فعالان اقتصادی تصور کنند سیاست مالی در آینده فشار قابلتوجهی بر متغیرهای پولی وارد خواهد کرد، ممکن است انتظارات تورمی آنان افزایش پیدا کند.
- مطالعه بیشتر: بررسی نکات مهم لایحه بودجه ۱۴۰۵ کل کشور
شوکهای عرضه
جنگ، اختلال زنجیره تأمین، افزایش قیمت انرژی، خشکسالی یا محدودیتهای تجاری میتوانند هزینه تولید را افزایش دهند. سؤال مهم در این شرایط این است که آیا فعالان اقتصادی این افزایش قیمت را موقتی تلقی میکنند یا تصور میکنند به یک فرآیند پایدار تبدیل خواهد شد.
اعتبار سیاستگذار
بخش مهمی از انتظارات به این پرسش بازمیگردد: آیا مردم باور دارند که سیاستگذار میتواند تورم را کنترل کند؟
اگر پاسخ مثبت باشد، یک شوک موقت ممکن است انتظارات بلندمدت را چندان تغییر ندهد. اگر پاسخ منفی باشد، حتی یک افزایش کوتاهمدت قیمت میتواند بهعنوان آغاز دوره تازهای از تورم تفسیر شود. در واقع سیاست پولی فقط با تغییر نرخها و حجم نقدینگی عمل نمیکند؛ اعتماد به سیاستگذار نیز بخشی از سازوکار انتقال سیاست پولی است.
انتظارات تطبیقی و عقلایی چه تفاوتی دارند؟
دو مفهوم شناختهشده در ادبیات اقتصادی که با انتظارات تورمی نیز در ارتباطند، «انتظارات تطبیقی» و «انتظارات عقلایی» هستند. در انتظارات تطبیقی، افراد بخش بزرگی از انتظار خود درباره آینده را بر اساس تجربه گذشته شکل میدهند. به طوری که اگر تورم در چند دوره اخیر بالا باشد، انتظار دارند تورم بالا ادامه پیدا کند و اگر تورم کاهش یابد، بهتدریج انتظار خود را تعدیل میکنند.
در نظریه انتظارات عقلایی، افراد تنها بر اساس گذشته تصمیم نمیگیرند؛ بلکه اطلاعات موجود درباره اقتصاد، سیاستها و آینده را نیز در تصمیم خود وارد میکنند. البته «عقلایی» بودن به معنای درست بودن تمام پیشبینیها نیست و ممکن است افراد با استفاده منطقی از اطلاعات موجود نیز در پیشبینی آینده اشتباه کنند، زیرا آینده ذاتاً با نااطمینانی همراه است.
در عمل رفتار واقعی افراد معمولاً به طور کامل مطابق هیچکدام از این دو حالت خالص نیست. اطلاعات ناقص، هزینه پردازش اطلاعات، تجربه شخصی، سوگیریهای رفتاری و میزان توجه مردم به اخبار اقتصادی همگی بر انتظار آنها اثر میگذارند. به همین دلیل در ادبیات جدید اقتصاد، مدلهای مبتنی بر عقلانیت محدود نیز اهمیت پیدا کردهاند؛ مدلهایی که میپذیرند افراد همیشه همه اطلاعات اقتصادی را در اختیار ندارند یا آنها را به یک شکل تحلیل نمیکنند.
آثار انتظارات تورمی بر خود تورم چیست؟
تا اینجا درباره یک «باور» صحبت کردیم؛ اما باور زمانی برای اقتصاد مهم میشود که به رفتار تبدیل شود. فرض کنید انتظار افزایش قیمتها در سطح گستردهای شکل گرفته است. این انتظار میتواند از چند مسیر بر اقتصاد اثر بگذارد.
جلو انداختن بخشی از خریدها
اگر خانوارها فکر کنند کالایی در آینده گرانتر خواهد شد، ممکن است خرید آن را زودتر انجام دهند. اگر این رفتار به اندازه کافی گسترده باشد، تقاضای فعلی افزایش پیدا میکند. البته همه کالاها چنین ویژگیای ندارند برای مثال مصرف بسیاری از خدمات یا کالاهای ضروری را نمیتوان آزادانه میان امروز و آینده جابهجا کرد. بنابراین اثر انتظارات تورمی بر مصرف بسته به نوع کالا و وضعیت درآمد خانوار متفاوت است.
تغییر قیمتگذاری بنگاهها
بنگاهی که انتظار دارد هزینه مواد اولیه، دستمزد، انرژی یا حملونقل در آینده افزایش پیدا کند، ممکن است در قیمتگذاری و قراردادهای خود محتاطتر شود. در نتیجه انتظار درباره هزینه آینده میتواند پیش از تحقق کامل آن هزینهها وارد تصمیمهای امروز شود.
اثر بر دستمزدها
کارکنان معمولاً دستمزد اسمی را تنها برای امروز ارزیابی نمیکنند و قدرت خرید آینده دستمزد نیز برایشان اهمیت دارد. اگر انتظار تورم بالا شکل بگیرد، کارکنان ممکن است برای حفظ قدرت خرید خواهان افزایش بیشتری در دستمزد باشند که این افزایش در هزینه نیروی کار میتواند بر قیمت تمامشده بنگاهها نیز اثر بگذارد.
در شرایط خاص، این فرآیند ممکن است چرخهای میان افزایش قیمت و دستمزد ایجاد کند که به آن مارپیچ دستمزد ـ قیمت گفته میشود. بااینحال، افزایش تورم الزاماً چنین مارپیچی ایجاد نمیکند و قدرت چانهزنی نیروی کار، بهرهوری، وضعیت اشتغال، حاشیه سود بنگاهها و ماهیت شوک اولیه اهمیت زیادی دارند.
تغییر نحوه نگهداری داراییها
انتظارات تورمی بالاتر میتواند جذابیت نگهداری برخی داراییهای اسمی را کاهش دهد؛ بهخصوص اگر بازده آنها نتواند کاهش قدرت خرید ناشی از تورم را جبران کند. در مقابل، ممکن است بخشی از سرمایه به سمت داراییهایی مثل صندوق طلا حرکت کند که سرمایهگذار آنها را در برابر تورم مقاومتر میداند.
لنگر شدن انتظارات تورمی چیست؟
یکی از مهمترین مفاهیم مرتبط با انتظارات تورمی، لنگر بودن انتظارات تورمی است. فرض کنید اقتصاد با یک افزایش موقت قیمت انرژی مواجه شده و تورم کوتاهمدت افزایش پیدا کرده است. اگر مردم و بنگاهها همچنان تصور کنند در بلندمدت تورم به سطح باثباتتری بازخواهد گشت، میتوان گفت انتظارات بلندمدت تا حد زیادی لنگرشده است.
اما اگر هر شوک کوتاهمدت باعث شود مردم تصور کنند تورم سالهای آینده نیز به شکل دائمی افزایش خواهد یافت، احتمال بیلنگر شدن انتظارات بیشتر میشود. تفاوت میان انتظارات کوتاهمدت و بلندمدت دقیقاً به همین دلیل مهم است. برای مثال ممکن است انتظار یکساله تورم در واکنش به افزایش قیمت انرژی بالا برود، درحالیکه انتظار پنجساله تقریباً تغییر نکند. این وضعیت با حالتی که انتظار تورم در تمام افقهای زمانی افزایش مییابد یکسان نیست.
انتظارات تورمی چگونه اندازهگیری میشود؟
انتظارات تورمی مانند قیمت دلار یا نرخ بهره مستقیماً روی صفحه معاملات قابل مشاهده نیست و اقتصاددانان باید آن را از اطلاعات دیگر استخراج کنند. سه روش اصلی برای اندازهگیری انتظارات تورمی وجود دارد:
- نظرسنجی از خانوارها، بنگاهها و کارشناسان
سادهترین راه این است که به طور مستقیم از افراد بپرسیم انتظارات آنها از تورم در آینده چیست. مزیت این روش این است که به طور مستقیم به باور افراد نزدیک میشود؛ اما نتایج آن میتواند تحت تأثیر نحوه طرح سؤال، تجربه شخصی و ترکیب پاسخدهندگان قرار گیرد.
- استخراج از بازارهای مالی
در اقتصادهایی که اوراق بدهی اسمی و اوراق متصل به تورم بازار عمیقی دارند، میتوان اطلاعاتی درباره تورم مورد انتظار بازار استخراج کرد. در بازار آمریکا، برای مثال، مقایسه بازده اوراق خزانه عادی با اوراق TIPS مبنای محاسبه مفهومی به نام Breakeven Inflation یا نرخ سربهسر تورم قرار میگیرد. اما یک نکته مهم وجود دارد: این اختلاف بازده را نمیتوان مستقیماً و بدون تعدیل، «انتظار خالص تورم» نامید؛ زیرا عواملی مانند صرف ریسک تورم و شرایط نقدشوندگی نیز بر قیمت این اوراق اثر دارند.
- مدلهای اقتصادسنجی
روش سوم استفاده از مدلهایی است که با ترکیب تورم، نرخهای مالی، متغیرهای اقتصادی و دادههای تاریخی، بخش مربوط به انتظارات تورمی را تخمین میزنند.
رابطه انتظارات تورمی و نرخ بهره چیست؟
یکی از مهمترین ارتباطها در اقتصاد، رابطه میان تورم مورد انتظار و نرخ بهره اسمی است.
بهصورت ساده میتوان گفت:
نرخ بهره اسمی ≈ نرخ بهره حقیقی + تورم مورد انتظار
این رابطه که با نام «اثر فیشر» شناخته میشود، به ما کمک میکند تفاوت نرخ اسمی و واقعی را بفهمیم. فرض کنید یک سرمایهگذاری در پایان سال ۲۰ درصد بازده اسمی ایجاد کند. اگر سطح قیمتها در همان دوره نیز افزایش قابلتوجهی داشته باشد، تمام آن ۲۰ درصد به معنای افزایش واقعی قدرت خرید سرمایهگذار نیست. به همین دلیل زمانی که انتظارات تورمی تغییر میکند، سرمایهگذاران و وامدهندگان به بازده اسمی مورد انتظار خود نیز توجه میکنند.
این موضوع در ارزشگذاری اوراق بدهی اهمیت ویژهای دارد. اگر نرخهای مورد انتظار بازار افزایش پیدا کنند، اوراقی که قبلاً با نرخ ثابت پایینتری منتشر شدهاند ممکن است برای سرمایهگذار جدید جذابیت کمتری داشته باشند و قیمت بازار آنها تعدیل شود. بنابراین تحلیل بازار درآمد ثابت بدون توجه به بازده حقیقی و انتظارات تورمی کامل نیست.
تاثیرات انتظارات تورمی بر اقتصاد چیست؟
اثر انتظارات تورمی از بازار کالا فراتر میرود و میتواند بسیاری از تصمیمهای اقتصادی را تحت تأثیر قرار دهد.
مصرف و پسانداز:
انتظار افزایش قیمتها ممکن است زمانبندی مصرف برخی کالاها را تغییر دهد. از سوی دیگر، اگر نرخ بازده پسانداز کمتر از تورم مورد انتظار باشد، افراد ممکن است درباره نحوه نگهداری پسانداز خود تجدیدنظر کنند.
سرمایهگذاری بنگاهها:
سرمایهگذاری بلندمدت نیازمند برآورد هزینهها، درآمدها و نرخ بازده در سالهای آینده است. هرچه نااطمینانی درباره سطح قیمتها بیشتر شود، انجام این محاسبات دشوارتر خواهد شد. یک بنگاه در محیطی با تورم باثبات راحتتر میتواند هزینه تجهیز کارخانه، دستمزد، قیمت فروش و بازده سرمایه را برآورد کند. در مقابل، تورم غیرقابل پیشبینی میتواند افق تصمیمگیری را کوتاهتر کند.
بازار کار:
انتظارات تورمی در مذاکرات دستمزد، قراردادهای کاری و تصمیم نیروی کار برای پذیرش پیشنهادهای شغلی نیز اهمیت دارد.
نقش بانک مرکزی در مدیریت انتظارات تورمی چیست؟
انتظارات تورمی یکی از دلایلی است که سیاست پولی تنها درباره شرایط امروز اقتصاد نیست؛ بانک مرکزی دائماً بررسی میکند تصمیمهای امروز چه برداشتی از مسیر آینده تورم ایجاد خواهند کرد. بانک مرکزی میتواند از طریق سیاستهای پولی، مدیریت شرایط نقدینگی، عملیات بازار، نرخهای سیاستی و همچنین ارتباطات خود با اقتصاد بر انتظارات اثر بگذارد.
برای مثال، اگر فعالان اقتصادی باور کنند سیاستگذار افزایش تورم را تحمل خواهد کرد، ممکن است رفتار قیمتگذاری آنها تغییر کند. در مقابل، اگر سیاستگذار در طول زمان توانسته باشد ثبات قیمتها را حفظ کند، یک شوک کوتاهمدت الزاماً انتظارات بلندمدت را تغییر نمیدهد.
این اعتبار البته با اعلام یک هدف ساخته نمیشود؛ عملکرد واقعی سیاستگذار اهمیت زیادی دارد. مطالعه سال ۲۰۲۶ بانک انگلستان نیز نشان میدهد اعتبار یک چارچوب سیاستی میتواند در طول زمان و همزمان با تحقق نتایج تورمی ساخته شود. بنابراین مدیریت انتظارات تورمی را نباید صرفاً به انتشار پیام یا مصاحبه محدود کرد چرا که ارتباطات زمانی مؤثر است که با سیاستهای اقتصادی و عملکرد قابلاعتبار همراه باشد.
تأثیرات انتظارات تورمی بر بازارهای مالی چیست؟
این بخش احتمالاً برای سرمایهگذاران ملموسترین قسمت موضوع است؛ اما در عین حال یکی از جاهایی است که بیشترین سادهسازی اشتباه رخ میدهد. افزایش انتظارات تورمی بهتنهایی برای پیشبینی جهت هیچ بازاری کافی نیست. سرمایهگذار باید همزمان نرخ بهره، نرخ بهره حقیقی، وضعیت اقتصاد، نرخ ارز، سودآوری شرکتها، ریسک و ارزشگذاری دارایی را نیز بررسی کند. در ادامه به بررسی آثار انتظارات تورمی بر انواع بازارهای مالی میپردازیم.
بازار سهام:
تورم میتواند از دو مسیر متضاد بر سهام اثر بگذارد. از یک طرف، قیمت فروش محصولات و درآمد اسمی برخی شرکتها ممکن است افزایش پیدا کند و شرکتهایی که توان انتقال افزایش هزینهها به مشتری را دارند ممکن است بخشی از اثر تورم را در درآمد خود منعکس کنند.
از طرف دیگر، افزایش هزینه مواد اولیه، حقوق، انرژی یا تأمین مالی میتواند حاشیه سود شرکت را کاهش دهد.
نرخ تنزیل:
اگر انتظارات تورمی بالا به افزایش نرخهای بهره منجر شود، ارزش فعلی جریانهای نقدی آینده شرکتها کاهش پیدا میکند. این مسئله میتواند بهویژه برای شرکتهایی که بخش بزرگی از ارزش آنها به سودهای دورتر در آینده وابسته است اهمیت داشته باشد.
اوراق بدهی و صندوقهای درآمد ثابت:
در بازار اوراق، تورم مورد انتظار به طور مستقیم با مفهوم بازدهی حقیقی گره میخورد. اگر یک سرمایهگذار انتظار تورم بیشتری داشته باشد، ممکن است برای پذیرش یک سرمایهگذاری با بازده اسمی ثابت، نرخ بالاتری را مطالبه کند. سرمایهگذاران صندوقهای درآمد ثابت نیز باید میان بازده اسمی و بازدهی واقعی تفاوت قائل شود.
طلا:
طلا یکی از داراییهایی است که معمولاً در بحث تورم مورد توجه قرار میگیرد، اما رابطه قیمت آن با تورم خطی نیست. قیمت طلا میتواند تحت تأثیر تورم و انتظارات تورمی قرار گیرد، ولی متغیرهایی مانند نرخ بهره حقیقی، ارزش دلار در بازارهای جهانی، ریسکهای اقتصادی و سیاسی، سیاست بانکهای مرکزی و تقاضای سرمایهگذاری نیز اهمیت دارند. در بازار ایران نیز علاوه بر قیمت جهانی طلا، نرخ ارز و شرایط عرضه و تقاضای داخلی نیز مؤثر هستند. بنابراین از افزایش انتظارات تورمی نمیتوان نتیجه گرفت قیمت طلا الزاماً در هر مقطع و با هر شدتی افزایش خواهد یافت.
بازار ارز:
رابطه نرخ ارز و انتظارات تورمی در اقتصاد ایران از اهمیت زیادی برخوردار است و میتواند دوطرفه باشد. افزایش نرخ ارز ممکن است از مسیر گرانتر شدن کالاهای وارداتی و نهادههای تولید به افزایش قیمتها منتقل شود. همچنین تغییر شدید نرخ ارز میتواند برداشت فعالان اقتصادی درباره تورم آینده را تحت تأثیر قرار دهد.
از سوی دیگر، اگر افراد انتظار کاهش قدرت خرید پول ملی داشته باشند، ممکن است ترجیحات خود درباره نگهداری داراییها را تغییر دهند و تقاضا در بازار ارز نیز تحت تأثیر قرار گیرد. همین رابطه دوطرفه یکی از دلایلی است که نمیتوان تنها با مشاهده نرخ ارز درباره اندازه دقیق انتظارات تورمی قضاوت کرد.
مسکن:
مسکن هم کالای مصرفی و هم دارایی سرمایهای است. در دورههایی که انتظار افزایش سطح عمومی قیمتها وجود دارد، بخشی از سرمایهگذاران ممکن است تمایل بیشتری به داراییهای واقعی مثل مسکن پیدا کنند. اما بازار مسکن به قدرت خرید خانوار، دسترسی به اعتبار، نرخهای تأمین مالی، عرضه زمین و ساختمان و شرایط جمعیتی نیز وابسته است. ممکن است انتظارات تورمی بالا باشد اما افت قدرت خرید باعث کاهش حجم معاملات شود. بنابراین افزایش انتظار تورمی همیشه به رونق همزمان معاملات و افزایش قیمت مسکن منجر نمیشود.
انتظارات تورمی در اقتصاد ایران
بررسی انتظارات تورمی در ایران به دلیل سابقه تورم و اهمیت نرخ ارز در قیمتگذاری بسیاری از کالاها اهمیت ویژهای دارد. فعالان اقتصادی در ایران هنگام تصمیمگیری درباره آینده معمولاً مجموعهای از متغیرها را دنبال میکنند: تورم گذشته، تحولات نرخ ارز، وضعیت نقدینگی، سیاستهای پولی و اعتباری، بودجه دولت، شرایط تجارت خارجی، قیمت نهادهها و تحولات اقتصادی و سیاسی.
در چنین محیطی، یک خبر میتواند پیش از آنکه اثر مستقیم اقتصادی آن ظاهر شود، برداشت افراد درباره آینده را تغییر دهد. اما باید میان واکنش کوتاهمدت بازارها به خبر و تغییر پایدار انتظارات تورمی تمایز قائل شد. برای مثال یک شوک خبری ممکن است برای چند روز بازار ارز را تحت تأثیر قرار دهد، ولی اگر فعالان اقتصادی آن را موقتی بدانند، الزاماً انتظار بلندمدت تورم تغییر محسوسی نمیکند.
در مقابل، وقتی یک تحول باعث بازنگری پایدار مردم و بنگاهها درباره مسیر سیاستهای مالی، پولی یا ارزی شود، احتمال اثرگذاری آن بر انتظارات بلندمدت بیشتر است. به همین دلیل برای ارزیابی انتظارات در ایران بهتر است مجموعهای از شواهد شامل رفتار بازارهای مالی، نرخهای بازده، تحولات پولی، دادههای تورم، رفتار بنگاهها و تغییرات سیاست اقتصادی همزمان بررسی شود.
آیا انتظارات تورمی همیشه درست از آب درمیآیند؟
انتظارات یک پیشبینی قطعی از آینده نیستند و انسانها آینده را با اطلاعات محدود ارزیابی میکنند و اتفاقهای پیشبینینشده میتوانند مسیر اقتصاد را تغییر دهند. علاوه بر این، افراد معمولاً به تمام قیمتها به یک اندازه توجه ندارند. برای مثال قیمت کالاهایی که بهطور مرتب خریداری میشوند یا افزایش قیمت آنها بسیار محسوس است ممکن است وزن بیشتری در ذهن افراد پیدا کند.
تجربه شخصی نیز اهمیت دارد. دو خانواده با الگوی مصرف متفاوت ممکن است برداشت کاملاً متفاوتی از تورم داشته باشند، حتی اگر هر دو در یک اقتصاد زندگی کنند. این همان نقطهای است که اقتصاد رفتاری با اقتصاد کلان تلاقی پیدا میکند. تصمیم اقتصادی انسانها همیشه نتیجه محاسبه کامل تمام اطلاعات موجود نیست؛ حافظه، تجربه اخیر، میزان توجه، اخبار و خطاهای شناختی نیز میتوانند بر شکلگیری انتظارات اثر بگذارند.
راههای تشخیص افزایش انتظارات تورمی چیست؟
هیچ دماسنج واحدی وجود ندارد که بتوان با نگاه کردن به آن گفت انتظارات تورمی دقیقاً چقدر است. بنابراین تحلیلگران معمولاً چندین گروه داده را کنار یکدیگر قرار میدهند تا برآوردی از انتظارات تورمی بدست آورند:
دادههای پیمایشی: خانوارها، بنگاهها و کارشناسان درباره آینده قیمتها چه تصوری دارند؟
بازار اوراق و نرخهای سود: آیا سرمایهگذاران برای سررسیدهای بلندتر بازده بیشتری مطالبه میکنند و چه بخشی از این تغییر میتواند به تورم مربوط باشد؟
بازار ارز و سایر داراییها: آیا تغییرات قیمت با تحولات دیگری در اقتصاد همراه شده است؟
قیمتگذاری بنگاهها: آیا شرکتها انتظار افزایش بیشتری در هزینه و قیمت فروش دارند؟
دستمزدها: آیا انتظارات درباره هزینه زندگی در مذاکرات دستمزد پررنگتر شده است؟
سیاست پولی و مالی: آیا تغییری اتفاق افتاده که برداشت فعالان اقتصادی درباره مسیر آینده تورم را عوض کند؟
مهمترین نکته این است که هیچکدام از این متغیرها بهتنهایی شاخص قطعی انتظارات تورمی نیستند. مثلاً نرخ ارز میتواند به دلایل تجاری، سیاسی، عرضه و تقاضا یا تغییر جریان سرمایه نوسان کند؛ همانطور که نرخ اوراق نیز علاوه بر تورم تحت تأثیر ریسک اعتباری، نقدشوندگی و شرایط بازار است.
جمعبندی
انتظارات تورمی به باور یا برآورد خانوارها، بنگاهها، سرمایهگذاران و سایر فعالان اقتصادی درباره میزان افزایش سطح عمومی قیمتها در آینده گفته میشود و یکی از قطعات پازل تحلیل اقتصاد است. در رابطه با مفهوم انتظارات تورمی میتوان گفت که اقتصاد تنها تحت تأثیر اتفاقهایی که رخ دادهاند حرکت نمیکند؛ آنچه مردم فکر میکنند قرار است رخ دهد نیز بخشی از تصمیمهای اقتصادی امروز را میسازد.


نظر شما در مورد این مطلب چیه؟
ارسال دیدگاه