تامین مالی در بازار سرمایه چیست و چگونه انجام میشود؟
تامین مالی در سادهترین تعریف یعنی فراهم کردن پول موردنیاز برای انجام یک فعالیت اقتصادی. یک شرکت ممکن است برای خرید تجهیزات، احداث کارخانه، اجرای یک پروژه جدید یا حتی تأمین سرمایه در گردش به منابع مالی نیاز داشته باشد.اما این پول از کجا میآید؟یکی از مسیرهای آشنا، بانک است. شرکت از بانک تسهیلات میگیرد و متعهد میشود مبلغ دریافتی را طبق قرارداد بازپرداخت کند. اما بانک تنها مسیر تأمین مالی نیست. بازار سرمایه نیز میتواند سرمایه افراد و نهادهایی را که منابع مازاد دارند، به شرکتها و مجموعههایی برساند که به این منابع نیاز دارند.
در این مقاله از آیپاسارگاد بررسی میکنیم که تامین مالی در بازار سرمایه چیست و چگونه انجام میشود.
تامین مالی از بازار سرمایه چیست؟
در تامین مالی از طریق بازار سرمایه، شرکت بهجای اینکه تمام منابع موردنیاز خود را مستقیماً از یک بانک دریافت کند، از سرمایهگذاران بازار سرمایه پول جذب میکند. این کار میتواند شکلهای مختلفی داشته باشد، اما برای شروع کافی است دو حالت اصلی را بشناسیم: شرکت یا پول قرض میگیرد و متعهد به بازپرداخت آن میشود، یا در مقابل دریافت سرمایه، سهام جدید منتشر میکند. حالت اول، تامین مالی مبتنی بر بدهی و حالت دوم، تامین مالی مبتنی بر سرمایه است.
برای روشن شدن موضوع، دوباره همان شرکت تولیدی را در نظر بگیرید که به ۵۰۰ میلیارد تومان نیاز دارد. اگر شرکت این مبلغ را از بانک وام بگیرد، بانک ۵۰۰ میلیارد تومان در اختیار آن قرار میدهد و شرکت طبق قرارداد بدهکار بانک میشود. اما شرکت میتواند مسیر دیگری را انتخاب کند و با انتشار اوراق بدهی، همین منابع را از سرمایهگذاران جذب کند. در این حالت بهجای اینکه یک بانک تمام ۵۰۰ میلیارد تومان را تامین کند، تعداد زیادی سرمایهگذار میتوانند با خرید اوراق، در تامین این مبلغ مشارکت کنند.
- مطالعه بیشتر: شرکت پروژه چیست؟ ۰ تا ۱۰۰ تامین مالی از طریق شرکت پروژه
اوراق بدهی چیست و خرید آن دقیقاً چه معنایی دارد؟
اصطلاح «اوراق بدهی» ممکن است در نگاه اول پیچیده به نظر برسد، اما منطق آن به قرض دادن پول نزدیک است. یک شرکت یا نهاد به منابع مالی نیاز دارد و بهجای اینکه تمام این پول را از یک بانک دریافت کند، آن را در قالب تعداد زیادی ورقه بهادار از سرمایهگذاران جذب میکند. هر سرمایهگذار با خرید بخشی از این اوراق، بخشی از منابع موردنیاز را تامین میکند.
فرض کنید یک شرکت برای اجرای یک پروژه به ۵۰۰ میلیارد تومان نیاز دارد و برای تامین آن اوراق منتشر میکند. ارزش اسمی هر ورقه را نیز، صرفاً برای مثال، یک میلیون تومان در نظر بگیریم.
اگر شما در زمان عرضه ۱۰ ورقه بخرید، ۱۰ میلیون تومان برای خرید اوراق پرداخت میکنید. شما با این خرید سهامدار شرکت نشدهاید و مالک بخشی از کارخانه یا کسبوکار آن هم نیستید. در مقابل، صاحب یک «دارایی مالی» شدهاید که بر اساس شرایط انتشار آن، حقوق و منافع مالی مشخصی برای شما ایجاد میکند. شرکت ناشر اوراق ملزم است تعهدات مربوط به آن را انجام دهد؛ برای مثال اصل پول شما را به همراه سود آن در زمانبندی مشخص باز پس دهد.
به بیان سادهتر، در خرید سهام شما در مالکیت یک شرکت شریک میشوید؛ اما در خرید اوراق بدهی، معمولاً در سمت تامینکنندگان منابع مالی قرار میگیرید.
سود اوراق بدهی از کجا میآید؟
شرکت یا نهادی که منابع سرمایهگذاران را دریافت کرده، برای استفاده از این منابع باید مطابق ساختار و شرایط خاص هر اوراق پرداختهایی انجام دهد. نحوه این پرداخت به نوع اوراق بستگی دارد. در برخی اوراق، سرمایهگذار در دورههای مشخص (مثلا هر سه ماه یکبار) مبالغی بعنوان سود دریافت میکند و در سررسید نهایی (مثلا چند سال بعد) نیز اصل مبلغ اوراق بازپرداخت میشود.
برای یک مثال ساده و کاملاً فرضی، تصور کنید اوراقی با ارزش اسمی یک میلیون تومان وجود دارد که بر اساس شرایط آن، در طول دوره 3 ساله هر سه ماه یکبار مبالغ مشخصی بعنوان سود (مثلا 5% ارزش اسمی اوراق که یک میلیون تومان بود) به دارنده اوراق پرداخت میشود و در سررسید نیز (یعنی پس از 3 سال) مبلغ اسمی اوراق بازپرداخت میشود. اگر شما ۱۰ ورقه داشته باشید، پرداختهای مربوط به همان ۱۰ ورقه را دریافت خواهید کرد.
بنابراین «سود اوراق» پولی نیست که بهصورت اتفاقی از افزایش ارزش یک شرکت ایجاد شود؛ منبع بازده و زمان پرداخت آن از ابتدا در ساختار و شرایط همان اوراق تعریف میشود.
البته همه اوراق بدهی نرخ، دوره پرداخت، سررسید و سطح ریسک یکسانی ندارند. برای ارزیابی یک ورقه باید مشخص باشد ناشر چه کسی است، پرداختها با چه سازوکاری انجام میشود، سررسید چه زمانی است و چه تضمینها یا وثایقی، در صورت وجود، برای آن در نظر گرفته شده است.
آیا برای دریافت پول باید تا سررسید صبر کرد؟
الزاماً نه. بسیاری از اوراق پس از انتشار قابلیت معامله در بازار ثانویه دارند؛ یعنی دارنده اوراق میتواند پیش از سررسید آن را به سرمایهگذار دیگری بفروشد.
در این حالت دیگر ناشر دوباره از خریدار جدید پول دریافت نمیکند. پول میان خریدار و فروشنده اوراق جابهجا میشود؛ درست مانند معامله سهام در بازار ثانویه.
این نکته یک تفاوت مهم ایجاد میکند. اگر اوراق را در زمان انتشار یا پذیرهنویسی بخرید، منابع حاصل از انتشار در چارچوب تامین مالی به ناشر یا پروژه موردنظر میرسد. اما اگر مدتی بعد همان اوراق را از سرمایهگذار دیگری در بورس یا فرابورس بخرید، شما مالک جدید آن اوراق میشوید و حقوق مالی باقیمانده آن به شما منتقل میشود؛ این معامله بهخودیخود تامین مالی جدیدی برای شرکت ایجاد نمیکند.
پس «انتشار اوراق بدهی» دقیقاً چه اتفاقی است؟
وقتی گفته میشود یک شرکت از طریق انتشار اوراق بدهی تامین مالی کرده، میتوان ماجرا را در چند مرحله ساده دید:
شرکت به پول نیاز دارد. برای این نیاز، یک ابزار مالی با مبلغ، سررسید و شرایط مشخص طراحی و پس از طی فرایندهای لازم منتشر میشود. سرمایهگذاران این اوراق را میخرند و منابع حاصل برای هدف تامین مالی در اختیار مجموعه موردنظر قرار میگیرد. در مقابل، دارندگان اوراق بر اساس شرایط آن، مستحق دریافت پرداختهای مربوط به اوراق میشوند.
در نتیجه شرکت لازم نیست تمام منابع خود را از یک وامدهنده دریافت کند. یک نیاز مالی بزرگ میتواند میان تعداد زیادی سرمایهگذار تقسیم شود؛ از یک سرمایهگذار حقیقی گرفته تا صندوقهای سرمایهگذاری و سایر سرمایهگذاران نهادی.
در بازار سرمایه ایران نیز بخش مهمی از آنچه در زبان عمومی «اوراق بدهی» نامیده میشود، از طریق ابزارهای مالی اسلامی یا صکوک انجام میشود. ساختار حقوقی و مالی اوراق مرابحه، اجاره یا سایر انواع صکوک با یک وام ساده یکسان نیست، اما برای مخاطبی که میخواهد منطق تامین مالی را بفهمد، نتیجه کلی قابل تصور است: منابع سرمایهگذاران از طریق انتشار اوراق به تامین مالی یک بنگاه یا فعالیت اقتصادی کمک میکند و در مقابل، حقوق و پرداختهای مشخصی برای دارندگان اوراق شکل میگیرد.
تفاوت تامین مالی در بازار سرمایه با تامین مالی از بانک چیست؟
در هر دو روش، پول از بخشی از اقتصاد که منابع در اختیار دارد به بخشی منتقل میشود که به منابع نیاز دارد؛ اما مسیر این انتقال متفاوت است. در تامین مالی بانکی، بانک منابع را در اختیار شرکت قرار میدهد و رابطه اصلی میان بانک و وامگیرنده شکل میگیرد.
اما در بازار سرمایه، شرکت میتواند با انتشار اوراق بهادار منابع موردنیاز خود را از سرمایهگذاران جذب کند. سرمایهگذاران ممکن است اشخاص، صندوقهای سرمایهگذاری یا سایر سرمایهگذاران نهادی باشند. البته حضور بازار سرمایه به این معنا نیست که نقش بانکها حذف میشود یا انتشار اوراق همیشه گزینه مناسبتری است. هر روش شرایط، هزینهها و الزامات خاص خود را دارد و مسئله اصلی این است که تامین مالی شرکتها فقط به گرفتن وام از بانک محدود نیست.
اگر شرکت نخواهد بدهکار شود چه؟
راه دیگر این است که شرکت بهجای ایجاد بدهی، سرمایه جدید جذب کند. فرض کنید همان شرکت برای اجرای طرح توسعه خود سهام جدید منتشر کند. سرمایهگذاران برای خرید این سهام پول پرداخت میکنند و منابع جدید وارد شرکت میشود. در مقابل، سرمایهگذاران مالک بخشی از سهام شرکت میشوند که این روش تامین مالی مبتنی بر سرمایه نام دارد.
تفاوت اصلی اکنون روشنتر است: در تامین مالی مبتنی بر بدهی، شرکت پول دریافت میکند و در برابر آن تعهد مالی ایجاد میشود؛ در تامین مالی مبتنی بر سرمایه، منابع از طریق سرمایه شرکت تامین میشود و سرمایهگذاران در مقابل آن صاحب سهام میشوند. به همین دلیل، وقتی از «تامین مالی در بازار سرمایه» صحبت میکنیم، منظور مجموعه سازوکارهایی است که امکان میدهد منابع سرمایهگذاران از طریق ابزارهایی مانند اوراق بدهی یا سهام جدید، در اختیار شرکتها و پروژههای نیازمند سرمایه قرار گیرد.
آیا تامین مالی در بازار سرمایه فقط به انتشار سهام و اوراق بدهی محدود میشود؟
تامین مالی مبتنی بر بدهی و تامین مالی مبتنی بر سرمایه، سادهترین چارچوب برای فهم این موضوع هستند؛ اما ابزارهای بازار سرمایه به همین دو مثال ساده محدود نمیشوند.
بسته به نیاز شرکت، نوع پروژه، وضعیت مالی و مقررات، میتوان ساختارهای متفاوتی برای تامین منابع طراحی کرد. انواع مختلف صکوک، تامین مالی پروژه، صندوقهای پروژه و برخی ساختارهای ترکیبی نمونههایی از روشهایی هستند که میتوانند برای نیازهای متفاوت به کار گرفته شوند. در بعضی از این ساختارها نیز جریان درآمد یک دارایی یا پروژه، نوع تضمین و وثیقه یا شیوه بازپرداخت بهگونهای طراحی میشود که با یک وام ساده یا انتشار معمول سهام تفاوت دارد.
با این حال، منطق اصلی تغییری نمیکند: یک کسبوکار یا پروژه به منابع مالی نیاز دارد و بازار سرمایه سازوکاری فراهم میکند تا این منابع از سرمایهگذاران به متقاضی تامین مالی منتقل شود. سرمایهگذار نیز در مقابل، اوراق بهاداری با حقوق و ریسکهای مشخص در اختیار میگیرد.
پس وقتی میشنویم یک شرکت «از طریق بازار سرمایه تامین مالی کرده است»، بهتر است بهجای تصور یک مفهوم پیچیده، ابتدا این سؤال را بپرسیم: پول از چه کسانی جذب شده، از طریق چه ابزاری به شرکت یا پروژه رسیده و در مقابل چه حقی برای سرمایهگذار و چه تعهدی برای تامینشونده ایجاد شده است؟
پاسخ به همین سه سؤال، منطق بسیاری از روشهای تامین مالی در بازار سرمایه را روشن میکند.
جمعبندی
تامین مالی در بازار سرمایه چیست؟ تامین مالی در سادهترین تعریف یعنی فراهم کردن پول موردنیاز برای انجام یک فعالیت اقتصادی. در تامین مالی از طریق بازار سرمایه، شرکت بهجای اینکه تمام منابع موردنیاز خود را مستقیماً از یک بانک دریافت کند، از سرمایهگذاران بازار سرمایه پول جذب میکند.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟
ارسال دیدگاه