رفتار گله ای چیست و چرا باید از آن دوری کنیم؟
سوگیری رفتار گله ای چیست؟ تصور کنید قیمت یک سهم طی چند روز افزایش یافته، صف خرید آن طولانی شده و در شبکههای اجتماعی نیز افراد زیادی درباره ادامه رشد قیمت صحبت میکنند. شما هنوز صورتهای مالی شرکت را بررسی نکردهاید، درباره علت رشد قیمت اطلاعات مشخصی ندارید و حتی نمیدانید قیمت فعلی سهم با ارزش بنیادی آن چه نسبتی دارد؛ بااینحال، مشاهده ورود دیگران این احساس را ایجاد میکند که شاید فرصتی مهم در حال ازدسترفتن است.
در چنین شرایطی ممکن است تصمیم بگیرید که فعلاً آن سهام را بخرید و بعداً بررسیهای لازم را انجام بدهید. استدلال اصلی نیز این است که احتمالاً این تعداد سرمایهگذار نمیتوانند اشتباه کنند. این دقیقاً همان نقطهای است که سوگیری رفتار گله ای میتواند وارد فرآیند تصمیمگیری برای سرمایهگذاری شود.
در این مقاله از آیپاسارگاد، به سوال سوگیری رفتار گله ای چیست پاسخ میدهیم و نکات مربوط به آن را بررسی میکنیم.
سوگیری رفتار گله ای چیست؟
سوگیری «رفتار گله ای» (Herding Behavior) یکی از مفاهیم مهم در مالی رفتاری است و زمانی شکل میگیرد که سرمایهگذار، بهجای اتکا به اطلاعات معتبر، اهداف مالی، سطح ریسک و تحلیل مستقل خود، رفتار دیگران را مبنای اصلی خرید یا فروش قرار میدهد. این پدیده فقط مربوط به سرمایهگذاران تازهوارد نیست و حتی افراد حرفهای، مدیران دارایی و سرمایهگذاران نهادی نیز ممکن است تحت تأثیر آن قرار گیرند.
البته همراهشدن با جمع همیشه اشتباه نیست. ممکن است تعداد زیادی از سرمایهگذاران، بهصورت مستقل، اطلاعات مثبت یکسانی را بررسی کرده و به نتیجه مشابهی رسیده باشند. مسئله از جایی آغاز میشود که رفتار جمع جای تحلیل را میگیرد؛ یعنی فرد نمیداند چرا یک دارایی را میخرد و فقط به این دلیل وارد معامله میشود که دیگران نیز در حال خرید هستند.
سوگیری رفتار گله ای در سرمایهگذاری چیست؟
همانطور که گفته شد سوگیری رفتار گلهای از مهمترین مفاهیم مالی رفتاری است. مالی رفتاری بررسی میکند که عوامل روانشناختی، اجتماعی و شناختی چگونه بر تصمیمهای مالی افراد اثر میگذارند و چرا سرمایهگذاران همیشه مطابق الگوهای کاملاً منطقی تصمیم نمیگیرند.
در رفتار گلهای، سرمایهگذار اطلاعات، تحلیل یا قضاوت شخصی خود را نادیده میگیرد و از تصمیم گروه پیروی میکند. رفتاری گلهای میتواند به اشکال زیر بروز کند:
- خرید دارایی به دلیل استقبال گسترده دیگران؛
- فروش دارایی به دلیل خروج جمعی دیگر سرمایهگذاران و افزایش ترس؛
- نگهداری یک دارایی فقط به این دلیل که دیگران هنوز آن را نگه داشتهاند.
برای مثال، فردی ممکن است تنها بهدلیل تشکیل صف خرید، افزایش ورود پول یا توصیه گسترده در کانالهای بورسی، سهامی را خریداری کند. در این وضعیت، قیمت، ارزشگذاری، وضعیت سودآوری شرکت و ریسکهای آن نقش اصلی را در تصمیمگیری ندارند و آنچه تصمیم را شکل میدهد، این تصور است که «دیگران احتمالاً چیزی میدانند که من نمیدانم».
پژوهشهای اقتصادی درباره یادگیری اجتماعی نشان میدهند که مشاهده تصمیم دیگران میتواند در شرایط ابهام به منبعی برای کسب اطلاعات تبدیل شود. بااینحال، همین سازوکار میتواند افراد را به سمت رفتارهای مشابه و حتی تصمیمهای جمعی اشتباه نیز سوق دهد.
یک مثال ساده از رفتار گله ای چیست؟
فرض کنید سرمایهگذاری قصد دارد بخشی از پسانداز خود را وارد بورس کند و در یک شبکه اجتماعی میبیند که چند نفر از سود قابلتوجه یک سهم صحبت میکنند. او کمی بعد متوجه میشود سهم موردنظر برای چند روز متوالی رشد کرده و در وضعیت صف خرید قرار بوده است. سرمایهگذار اطلاعات شرکت را بررسی نمیکند؛ نمیداند سود شرکت از عملیات اصلی ایجاد شده یا از درآمدهای موقتی، نسبتهای ارزشگذاری آن را با رقبا مقایسه نکرده و حتی مشخص نکرده است که در صورت کاهش قیمت چه تصمیمی خواهد گرفت. او فقط با خود میگوید: «وقتی اینهمه آدم خریدهاند، حتماً خبر خوبی وجود دارد.»
چند روز بعد، قیمت سهم کاهش مییابد و همان کانالهایی که درباره خرید صحبت میکردند، سکوت میکنند و صف خرید به صف فروش تبدیل میشود. سرمایهگذار نیز اینبار نه براساس تغییر وضعیت بنیادی شرکت، بلکه صرفاً با مشاهده فروش دیگران، سفارش فروش ثبت میکند. در این مثال، هم خرید و هم فروش تحت تأثیر رفتار گله ای انجام شدهاند. مشکل اصلی این نیست که سرمایهگذار حتماً دارایی نامناسبی انتخاب کرده است؛ مشکل این است که او فرایند مستقلی برای تصمیمگیری نداشته است.
آیا هر تصمیم مشابه با دیگران، رفتار گله ای است؟
مشابه بودن تصمیم سرمایهگذاران لزوماً به معنای رفتار گلهای نیست. فرض کنید یک شرکت گزارش مالی جدیدی منتشر کرده که نشان میدهد فروش، سود عملیاتی و جریان نقدی آن نسبت به دوره قبل بهبود یافته است. پس از انتشار گزارش، بسیاری از تحلیلگران ممکن است بهصورت مستقل ارزش سهم را بیشتر از قیمت فعلی برآورد کنند و برای خرید آن اقدام کنند.
در این حالت، تصمیمهای مشابه فقط به دلیل تقلید از یکدیگر نیستند و در نتیجه تحلیل یک اطلاعات عمومی مشترک است. بنابراین نمیتوان فقط از روی افزایش حجم معاملات، صف خرید، رشد قیمت یا استقبال از یک صنعت یا سهام نتیجه گرفت که رفتار گله ای رخ داده است. باید توجه داشت که دادههای بازار نشاندهند اقدامات سرمایهگذاران هستند، اما همیشه نمیتوانند انگیزه دقیق آنان را آشکار کنند.

راههای تشخیص رفتار گله ای چیست؟
برای تشخیص رفتار گلهای، ابتدا باید منشأ تصمیم سرمایهگذاری خود را بررسی کنید. اگر دلیل اصلی خرید یا فروش شما افزایش ناگهانی قیمت، تشکیل صف خرید یا فروش، توصیه گسترده در شبکههای اجتماعی یا ترس از جا ماندن از سود دیگران است، احتمال دارد تحت تأثیر رفتار جمع قرار گرفته باشید. یکی از نشانههای مهم این سوگیری آن است که سرمایهگذار نتواند بدون اشاره به نظر و عملکرد دیگران، دلایل انتخاب خود را توضیح دهد یا درباره ارزشگذاری، ریسکها و شرایط خروج از سرمایهگذاری پاسخ مشخصی ارائه کند.
راه دیگری که به تشخیص رفتار گله ای کمک میکند، بررسی کیفیت و استقلال اطلاعات مورد استفاده است. باید از خود بپرسید آیا گزارشهای رسمی، وضعیت مالی دارایی و عوامل مؤثر بر قیمت را بررسی کردهاید یا صرفاً به تعداد بالای خریداران، بازنشر یک تحلیل یا صحبت افراد مشهور اعتماد کردهاید. تکرار یک ادعا توسط افراد مختلف لزوماً به معنای معتبر بودن آن نیست؛ زیرا ممکن است همه آنها اطلاعات خود را از یک منبع واحد و تأییدنشده دریافت کرده باشند.
همچنین میتوان با طرح یک پرسش ساده احتمال بروز این سوگیری را ارزیابی کنید: «اگر رفتار دیگران، صف معاملات و نظرات منتشرشده در فضای مجازی را نمیدیدید، آیا باز هم همین تصمیم را میگرفتید؟» اگر پاسخ منفی یا نامشخص است، بهتر است پیش از انجام معامله، منطق تصمیم، منبع اطلاعات، میزان زیان قابل تحمل و اثر آن بر ترکیب کلی سبد سرمایهگذاری را دوباره بررسی کنید. البته هیچیک از این نشانهها بهتنهایی رفتار گله ای را اثبات نمیکنند، اما مشاهده همزمان چند مورد میتواند به عنوان نشانهای از ضرورت بازبینی در تصمیمتان تلقی شود.
دلایل شکلگیری رفتار گله ای چیست؟
رفتار گله ای تنها نتیجه طمع یا ناآگاهی نیست و مجموعهای از عوامل اطلاعاتی، روانشناختی و اجتماعی میتوانند باعث شکلگیری آن شوند. در ادامه به برخی از مهمترین عوامل شکلگیری رفتار گله ای میپردازیم.
عدم اطمینان و کمبود اطلاعات
بازارهای مالی با عدم اطمینان همراه هستند و سرمایهگذاران درباره قیمتهای آینده، سیاستهای اقتصادی، سودآوری شرکتها، نرخ ارز، نرخ بهره و بسیاری از متغیرهای دیگر اطلاعات کاملی ندارند. از طرف دیگر، تحلیل دقیق یک دارایی به دانش، داده و زمان نیاز دارد. در چنین محیطی، مشاهده رفتار دیگران میتواند به یک میانبر ذهنی تبدیل شود و فرد ممکن است تصور کند سرمایهگذارانی که زودتر خرید کردهاند، اطلاعات بیشتری را در اختیار دارند.
اما مشکل اینجاست که افراد بعدی نیز ممکن است دقیقاً با همین تصور وارد شده باشند. در نتیجه ممکن است یک حرکت بزرگ جمعی شکل بگیرد، درحالیکه تعداد کمی از افراد واقعاً تحلیل مستقل انجام دادهاند.
آبشار اطلاعاتی
آبشار اطلاعاتی زمانی شکل میگیرد که تصمیم افراد قبلی بر قضاوت افراد بعدی غلبه کند. برای مثال، نخستین فرد با تحلیلی ناقص یک سهم را میخرد. فرد دوم با مشاهده خرید او و براساس اطلاعات محدود خود، همان تصمیم را تکرار میکند. فرد سوم نیز دو خریدار قبلی را مشاهده کرده و نتیجه میگیرد که احتمالاً آنها اطلاعات مهمی دارند. در این شرایط هرچه تعداد خریداران بیشتر شود، پیوستن به جمع منطقیتر به نظر میرسد.
از این مرحله به بعد، ممکن است افراد اطلاعات شخصی خود را کنار بگذارند؛ حتی اگر بخشی از اطلاعات آنان با تصمیم جمع ناسازگار باشد. مطالعات نظری درباره آبشار اطلاعاتی نشان میدهند که رفتار جمعی میتواند بر اطلاعات اولیه محدودی بنا شود و به همین دلیل در برابر انتشار اطلاعات عمومی جدید شکننده باشد. به زبان ساده، ممکن است همه در حال دنبالکردن افرادی باشند که خودشان نیز از دیگران پیروی کردهاند.
اثبات اجتماعی
انسانها در موقعیتهای مبهم معمولاً به رفتار دیگران توجه میکنند. وقتی تعداد زیادی از افراد تصمیم مشابهی گرفتهاند، آن تصمیم معتبرتر و کمخطرتر به نظر میرسد؛ پدیدهای که در روانشناسی از آن با عنوان «اثبات اجتماعی» یاد میشود. در سرمایهگذاری، تعداد بالای خریداران، بازنشر گسترده یک تحلیل یا محبوبیت یک دارایی خاص ممکن است با کیفیت و وضعیت واقعی آن اشتباه گرفته شود. این درحالی است که تعداد موافقان یک دیدگاه، لزوماً نشاندهنده درستی آن نیست.
ترس از جا ماندن یا فومو
وقتی سرمایهگذار رشد قیمت یک دارایی و سود دیگران را مشاهده میکند، ممکن است دچار «ترس از جا ماندن» یا (FOMO) شود. او بیش از آنکه نگران زیان احتمالی باشد، نگران آن است که دیگران سود کنند و او از فرصت عقب بماند. در این وضعیت، پرسش «آیا این دارایی در قیمت فعلی ارزنده است؟» جای خود را به این پرسش میدهد که «اگر باز هم گران شود چه؟»
فومو میتواند سرعت تصمیمگیری را افزایش دهد، افق سرمایهگذاری سرمایهگذار را کوتاه کند و باعث نادیده گرفتن ریسکهای معامله شود.
ترس از پشیمانی
سرمایهگذاری برخلاف نظر جمع مسئولیت روانی بیشتری ایجاد میکند. در حالی که اگر فرد همراه اکثریت زیان کند، میتواند به خود بگوید «تقریباً همه اشتباه کردند». اما اگر سرمایهگذاری برخلاف جمع تصمیم بگیرد و زیان کند، ممکن است خود را بهشدت سرزنش کند. به همین دلیل، برخی افراد ترجیح میدهند تصمیمی مشابه دیگران بگیرند؛ حتی اگر درباره درستی آن اطمینان نداشته باشند. همراهی با جمع میتواند احساس مسئولیت فردی را کاهش دهد، اما ریسک مالی تصمیم را از بین نمیبرد.
نگرانیهای حرفهای مدیران سرمایهگذاری
رفتار گله ای فقط در میان سرمایهگذاران غیرحرفهای رخ نمیدهد. مدیران صندوقها، تحلیلگران و مدیران سبد نیز ممکن است تحت تأثیر نگرانیهای شغلی یا اعتباری قرار گیرند. مدیری که پرتفویی کاملاً متفاوت از سایر فعالان حرفهای تشکیل میدهد، در صورت عملکرد ضعیف ممکن است با انتقادات بیشتری مواجه شود. در مقابل، عملکرد ضعیف که همانند بخش بزرگی از بازار است گاهی قابلتوجیهتر به نظر میرسد. بنابراین، ساختار انگیزشی و نگرانی درباره اعتبار حرفهای نیز میتواند به همگرایی تصمیمها منجر شود.

آثار رفتار گله ای در بورس چیست؟
رفتار گله ای میتواند در بازارهای سهام، طلا، ارز، صندوقهای سرمایهگذاری، رمزارزها و حتی بازار مسکن دیده شود. بااینحال، نشانههای آن در بورس معمولاً ملموسترند.
خرید بعد از رشد شدید قیمت
یکی از رایجترین حالتها زمانی است که سرمایهگذار پس از چند دوره رشد یک دارایی وارد معامله میشود. وضعیتی که در آن رشد قیمت دارایی بهعنوان تأییدی بر مناسببودن آن تلقی میشود و هر افزایش جدید، خریداران بیشتری را جذب میکند. در چنین شرایطی، بخشی از سرمایهگذاران ممکن است بدون توجه به ارزشگذاری سرمایه خود را وارد آن دارایی کنند.
باید توجه داشت که حتی اگر سهام شرکتی از نظر بنیادی مناسب است، خرید آن در هر قیمتی الزاماً تصمیم مناسبی نیست. برای مثال یک شرکت خوب میتواند سهام گرانقیمتی داشته باشد و یک شرکت با مشکلات موقت ممکن است در قیمتی کمتر از ارزش برآوردی معامله شود. بنابراین کیفیت دارایی و مناسببودن قیمت خرید دو موضوع جداگانه هستند.
فروش هیجانی هنگام افت بازار
رفتار گلهای فقط در دورههای صعودی رخ نمیدهد و هنگام کاهش قیمتها نیز مشاهده فروش دیگران میتواند در سرمایهگذاران اضطراب ایجاد کند. برای مثال ممکن است وضعیت بنیادی یک شرکت تغییر مهمی نکرده باشد، اما افزایش صف فروش یا انتشار گسترده اخبار منفی، سرمایهگذار را به خروج فوری از سهام شرکت ترغیب کند.
در چنین شرایطی، افت قیمت بهجای آنکه موضوع تحلیل باشد، به دلیلی برای فروش تبدیل میشود. البته فروش در بازار نزولی همیشه اشتباه نیست و اگر اطلاعات جدید فرض سرمایهگذاری را نقض کرده باشد، خروج میتواند کاملاً منطقی باشد. رفتار گلهای زمانی مطرح است که فرد بدون بررسی تغییرات بنیادی و صرفاً به دلیل فروش دیگران، تصمیم به خروج میگیرد.
حرکت جمعی به سمت یک صنعت
گاهی توجه بازار ناگهان روی یک صنعت یا طبقه دارایی خاص متمرکز میشود. در این شرایط سرمایهگذاران، با مشاهده بازدهی مناسب چند نماد، سایر شرکتهای همان صنعت را نیز خریداری میکنند؛ حتی اگر وضعیت مالی و عملیاتی آنها متفاوت باشد.
در این شرایط، روایتهای سادهای مانند «همه شرکتهای این صنعت از افزایش نرخ ارز منتفع میشوند» یا «این صنعت برنده سیاست جدید است» رواج مییابد. اما اثر یک متغیر اقتصادی بر وضعیت همهی شرکتها یکسان نیست و ساختار هزینه، بدهیها، بازار فروش، ظرفیت تولید هر شرکت میتواند نتیجه متفاوتی ایجاد کند.
صف خرید و صف فروش
در بازار سرمایه ایران، صفهای خرید و صفهای فروش میتوانند اثر روانی قابلتوجهی بر سرمایهگذاران بگذارند. به طوری که مشاهده تعداد بالای سفارشها این تصور را ایجاد میکند که مسیر آینده قیمت از قبل مشخص شده است. اما صف خرید به معنای ارزندگی و صف فروش به معنای نامناسببودن قطعی یک دارایی نیست و صفها ممکن است تحت تأثیر محدودیتهای معاملاتی، نقدشوندگی، واکنش کوتاهمدت به اخبار یا رفتار هیجانی معاملهگران ایجاد شوند. سرمایهگذاری که تنها براساس صف وارد میشود، ممکن است در زمان تغییر شرایط، برنامه مشخصی برای مدیریت معامله نداشته باشد.
نقش شبکههای اجتماعی
شبکههای اجتماعی سرعت انتشار اطلاعات را افزایش دادهاند، اما همزمان مرز میان خبر، تحلیل، تبلیغ و شایعه را نیز کمرنگتر کردهاند. تکرار یک ادعا توسط چندین حساب کاربری ممکن است به آن ظاهری معتبر بدهد، درحالیکه همه آنها از یک منبع اولیه استفاده کردهاند. گاهی یک تحلیل بدون منبع بارها بازنشر میشود و در هر مرحله بخشی از احتیاطها و فرضهای آن حذف میشود.
همچنین در شبکههای اجتماعی معمولاً معاملات موفق بیشتر از معاملات ناموفق دیده میشوند. فردی که از یک رشد قیمت سود کرده است، احتمالاً درباره آن صحبت میکند؛ اما کسانی که در قیمت نامناسب وارد شده یا با زیان خارج شدهاند، همیشه تجربه خود را به اشتراک نمیگذارند. این عدم توازن میتواند تصویری غیرواقعی از سادگی کسب بازدهی برای سرمایهگذاران ایجاد کند.
تفاوت رفتار گله ای با فومو، مومنتوم و احساسات بازار چیست؟
رفتار گلهای با چند مفهوم نزدیک ارتباط دارد، اما نباید آنها را یکسان دانست. در ادامه به تفاوتهای این مفاهیم با یکدیگر میپردازیم.
تفاوت رفتار گله ای و فومو چیست؟
فومو یک حالت احساسی است؛ یعنی ترس از اینکه فرد یک فرصت سودآور را از دست بدهد. رفتار گله ای یک الگوی تصمیمگیری است که در آن فرد از دیگران پیروی میکند. ممکن است سرمایهگذاری به دلیل فومو وارد رفتار گله ای شود، اما هر رفتار گله ای الزاماً ناشی از فومو نیست. گاهی فرد به این دلیل از دیگران پیروی میکند که تصور میکند آنان اطلاعات بیشتری دارند، نه صرفاً به این دلیل که از جا ماندن میترسد.
تفاوت رفتار گله ای و مومنتوم چیست؟
مومنتوم به تداوم نسبی روند قیمت در یک بازه مشخص اشاره دارد و برخی راهبردهای معاملاتی قاعدهمند بر مبنای آن طراحی میشوند. یک معاملهگر ممکن است براساس دادههای تاریخی، قواعد ورود و خروج و مدیریت ریسک از مومنتوم استفاده کند. در مقابل، رفتار گله ای به منشأ تصمیم مربوط است و اگر فرد تنها به این دلیل خرید کند که دیگران خریدهاند، رفتار او گله ای است؛ حتی اگر دارایی در روند صعودی قرار داشته باشد.
بنابراین استفاده از روند قیمتی لزوماً رفتار گله ای نیست بلکه نبود قواعد روشن، تقلید کورکورانه از دیگران و نادیدهگرفتن ریسک است که رفتار را گله ای میکند.
تفاوت رفتار گله ای و احساسات بازار چیست؟
احساسات بازار بیانگر میزان خوشبینی یا بدبینی عمومی سرمایهگذاران است. در حالی که رفتار گلهای نشان میدهد افراد چگونه تحت تأثیر اقدامات دیگران تصمیمات مشابهی میگیرند. خوشبینی عمومی میتواند زمینه رفتار گلهای در خرید را فراهم کند و بدبینی شدید نیز میتواند فروش جمعی را تشدید کند؛ اما این دو مفهوم کاملاً یکسان نیستند.
تفاوت رفتار گله ای و سوگیری تأییدی چیست؟
در سوگیری تأییدی، فرد اطلاعاتی را ترجیح میدهد که نظر قبلی او را تأیید میکنند و شواهد مخالف را نادیده میگیرد و در رفتار گلهای، تصمیمات دیگران به مبنای قضاوت تبدیل میشود. این دو سوگیری ممکن است همزمان با یکدیگر رخ دهند. برای مثال، فردی که یک سهم را با سوگیری رفتار گله ای خریده است و فقط تحلیلهای مثبت و استقبال دیگران را میبیند و هشدارهای مخالف را نادیده میگیرد.
آیا همراه شدن با جمع و رفتار گله ای همیشه غیرمنطقی است؟
هدف از شناخت رفتار گله ای این نیست که سرمایهگذار همیشه برخلاف جمع عمل کند چرا که مخالفت خودکار با اکثریت نیز میتواند بهاندازه تقلید کورکورانه خطرناک باشد. گاهی رفتار دیگران اطلاعات مفیدی در اختیار ما قرار میدهد، برای مثال افزایش تقاضا ممکن است نتیجه انتشار یک گزارش مثبت، تغییر مهم در صنعت یا بهبود انتظارات اقتصادی باشد که در این صورت توجه داشتن به رفتار بازار منطقی است.
حتی ممکن است پیروی از افراد آگاه در شرایطی که هزینه جمعآوری اطلاعات بسیار بالاست، رفتاری تا حدودی عقلایی باشد. بااینحال، سه ریسک همچنان باقی میماند:
- نمیدانیم دیگران واقعاً اطلاعات بیشتری دارند یا خودشان نیز از دیگران پیروی میکنند.
- حتی اگر جهت تحلیل جمع درست باشد، قیمت فعلی ممکن است بخش زیادی از اطلاعات مثبت را منعکس کرده باشد.
- شرایط مالی، افق زمانی سرمایهگذاری و میزان تحمل ریسک دیگران افراد متفاوت است.
بنابراین رفتار جمع میتواند یکی از ورودیهای تحلیل باشد، اما نباید جایگزین فرایند تصمیمگیری شود.
پیامدهای رفتار گله ای برای سرمایهگذاران چیست؟
خرید در قیمت نامناسب
هرچه سرمایهگذار دیرتر به یک موج صعودی ملحق شود، احتمال آنکه بخش بزرگی از رشد قبلاً اتفاق افتاده باشد افزایش مییابد. در این وضعیت، حاشیه ایمنی کاهش پیدا میکند و بازدهی آینده بیشتر به ادامه یافتن خوشبینی بازار وابسته میشود. در چنین شرایطی احتمالا حد ضرر بیش از اندازه بزرگ شده و فاصله کمی تا حد سود مانده است که این موضوع میتواند نسبت بهینه ریسک به ریوارد در سرمایهگذاری را تحت تأثیر قرار دهد.
فروش در زمان نامناسب
ترس جمعی ممکن است فرد را وادار کند تا پس از افت قیمت قابلتوجه داراییاش آن را فوراً بفروشد؛ بدون آنکه بررسی کند آیا ارزش بنیادی نیز به همان اندازه کاهش یافته است یا خیر.
افزایش تمرکز سبد سرمایهگذاری
داراییهای محبوب معمولاً سهم بیشتری از توجه و سرمایه را جذب میکنند. سرمایهگذار ممکن است بدون توجه به تنوعبخشی و با پیروی از رفتار گله ای، بخش بزرگی از سبد سرمایهگذاری خود را به یک سهم، صنعت یا طبقه دارایی خاص اختصاص دهد. در چنین شرایطی، حتی در صورت درست بودن تحلیل اصلی، تمرکز زیاد میتواند ریسک کل پرتفوی را افزایش دهد.
ناهماهنگی با میزان تحمل ریسک
ممکن است فردی که دیگران از او پیروی میکنند، سرمایه زیاد، افق سرمایهگذاری بلندمدت یا ظرفیت تحمل زیان بالایی داشته باشد. تقلید از معاملات چنین فردی برای سرمایهگذارانی که بهزودی به پول خود نیاز دارند، نامناسب است. هیچ تصمیم سرمایهگذاری بدون توجه به شرایط تصمیمگیرنده قابل ارزیابی نیست.
نداشتن برنامه خروج
کسی که به دلیل رفتار جمع وارد یک سرمایهگذاری شده، معمولاً نمیداند چه زمانی باید از آن خارج شود. اگر قیمت کاهش یابد، مشخص نیست باید منتظر بماند، زیان را بپذیرد یا سرمایه بیشتری وارد کند؛ زیرا از ابتدا فرض مشخصی برای انجام معامله وجود نداشته است.
فاصلهگرفتن قیمت از عوامل بنیادی
اگر تعداد زیادی از سرمایهگذاران بدون تحلیل مستقل از یک روند پیروی کنند، تقاضا یا عرضه میتواند از تغییرات واقعی ارزش بنیادی فاصله بگیرد. البته تشخیص اینکه دقیقاً چه بخشی از قیمت ناشی از عوامل بنیادی و چه بخشی ناشی از هیجانات است، ساده نیست.
تفاوت رفتار گله ای و دستکاری بازار چیست؟
رفتار گلهای و دستکاری بازار دو مفهوم متفاوت هستند. رفتار گلهای میتواند بهصورت طبیعی و بدون هماهنگی قبلی شکل بگیرد و تعداد زیادی از سرمایهگذاران ممکن است تحت تأثیر ترس، خوشبینی یا مشاهده تصمیم دیگران، اقدامات مشابهی انجام دهند. این رفتار بهخودیخود جرم یا تخلف نیست.
در مقابل، دستکاری بازار به اقداماتی عامدانه اشاره دارد که میتوانند تصویری گمراهکننده از روند معاملات، قیمت یا میزان عرضه و تقاضا ایجاد کنند و دیگران را به انجام معامله ترغیب کنند. براساس بند ۳ ماده ۴۶ قانون بازار اوراق بهادار ایران، اقداماتی که به نوعی موجب ایجاد ظاهر گمراهکننده از روند معاملات، ایجاد قیمتهای کاذب یا اغوای اشخاص به انجام معامله شوند، مشمول ضمانت اجرای قانونی هستند. همچنین ماده ۴۵ این قانون ناشران را به ارائه اطلاعاتی ملزم میکند که اثر بااهمیتی بر قیمت اوراق بهادار و تصمیم سرمایهگذاران دارند.
بنابراین ممکن است رفتار گلهای در واکنش به یک سیگنال نادرست یا اطلاعات گمراهکننده تشدید شود، اما هر حرکت جمعی را نمیتوان دستکاری بازار دانست.
چگونه بفهمیم تحت تأثیر رفتار گله ای قرار گرفتهایم؟
پیش از انجام هر معامله، نشانههای زیر را بررسی کنید:
- دلیل اصلی خرید شما رشد اخیر قیمت یا تشکیل صف خرید است.
- از زیانکردن کمتر از جاماندن از سود دیگران میترسید.
- نمیتوانید منطق خرید خود را بدون اشاره به رفتار دیگران توضیح دهید.
- گزارشهای رسمی و وضعیت بنیادی دارایی را بررسی نکردهاید.
- فقط تحلیلهای موافق را دنبال میکنید.
- برای خروج از معامله برنامه مشخصی ندارید.
- تحت تأثیر هیجان، مبلغ سرمایهگذاری را افزایش دادهاید.
- تصور میکنید تعداد زیاد خریداران، ریسک معامله را از بین میبرد.
- بازدهی دیگران را بدون توجه به میزان ریسک آنها مقایسه میکنید.
- تصمیمی را که برای مدتها به تعویق انداخته بودید، ناگهان پس از یک رشد قیمت اجرا میکنید.
وجود یک نشانه بهتنهایی رفتار گلهای را ثابت نمیکند، اما وجود چندین مورد میتواند نشانه تأثیرپذیری از رفتار گله ای باشد.
چگونه از رفتار گله ای در سرمایهگذاری اجتناب کنیم؟
سوگیریهای رفتاری را نمیتوان بهطور کامل حذف کرد. به همین دلیل هدف این است که با طراحی یک فرایند منظم، اثر آنها را بر تصمیمات کاهش دهیم.
۱. استراتژی سرمایهگذاری شخصی داشته باشید
پیش از سرمایهگذاری در یک بازار و انجام معامله استراتژی سرمایهگذاری خود را تعیین کنید. وقتی این قواعد از قبل مشخص شده باشند، موجهای کوتاهمدت بازار کمتر میتوانند کل برنامه شما را تغییر دهند.
۲. دلیل خرید را پیش از معامله بنویسید
اگر تنها دلیل قابل نوشتن این است که «همه در حال خرید هستند»، احتمالاً تصمیمتان به بررسی بیشتری نیاز دارد.
۳. میان خبر، تحلیل و نظر شخصی تفاوت بگذارید
خبر رسمی باید از منبع مشخص و قابل پیگیری دریافت شود. تحلیل حرفهای باید فرضها، دادهها، روش و ریسکها را توضیح دهد. جملهای مانند «این سهم حتماً رشد میکند» نه خبر است و نه تحلیل. برای بررسی شرکتهای بورسی، اطلاعات منتشرشده توسط ناشر و سامانههای رسمی باید بر شایعات و پیامهای بدون منبع اولویت داشته باشند.
۴. برای تصمیمهای هیجانی زمان توقف ایجاد کنید
در بسیاری از مواقع، چند ساعت فاصله میان مشاهده خبر و تصمیمگیری میتواند شدت هیجان را کاهش دهد. پیش از خرید یک دارایی پرطرفدار از خود بپرسید: «آیا فردا نیز با همین اطلاعات و در شرایط آرام همین تصمیم را میگیرم؟»
همه فرصتهای سرمایهگذاری نیازمند اقدام فوری نیستند. ترس از اینکه چند دقیقه تأخیر موجب ازدسترفتن کامل فرصت شود، خود میتواند یکی از نشانههای فومو باشد.
۵. سناریوی مخالف را بررسی کنید
بعد از شکلگیری یک نظر، آگاهانه به دنبال دلایلی بگردید که ممکن است آن را رد کنند:
- چرا ممکن است بازار اشتباه کند؟
- چه اطلاعات مثبتی از قبل در قیمت منعکس شده است؟
- مهمترین ریسک شرکت یا دارایی چیست؟
- چه کسی در طرف مقابل معامله قرار دارد و چرا میفروشد؟
هدف این تمرین بدبینشدن نیست؛ بلکه جلوگیری از تبدیل یک روایت جذاب به حقیقت قطعی است.
۶. اندازه سرمایهگذاری را مدیریت کنید
حتی وقتی از تحلیل خود مطمئن هستید، نباید ریسک تمرکز را نادیده بگیرید. تخصیص بخش بزرگی از سرمایه به یک ایده محبوب، آسیبپذیری سبد را افزایش میدهد. تعیین حداکثر وزن برای هر دارایی، صنعت و طبقه سرمایهگذاری میتواند مانع از آن شود که هیجان یک دوره، ساختار کل پرتفوی را تغییر دهد.
۷. عملکرد خود را با معیار مناسب بسنجید
مقایسه مداوم سود خود با دیگران زمینه فومو و رفتار گلهای را تقویت میکند. ممکن است فرد دیگری بازده بیشتری کسب کرده، اما ریسک بسیار بالاتری پذیرفته یا افق سرمایهگذاری متفاوتی داشته است. عملکرد افراد باید با توجه به هدف، سطح ریسک، نیاز نقدینگی و معیار مناسب ارزیابی شود.
۸. تصمیمات خود را یادداشت کنید
ثبت تصمیمها کمک میکند بعداً مشخص شود سود یا زیان نتیجه تحلیل بوده یا در اثر شانس، هیجان و تقلید حاصل شده است. در دفترچه سرمایهگذاری تاریخ تصمیم، دلیل ورود، شرایط بازار، احساسات خود، مبلغ معامله و نتیجه نهایی را ثبت کنید. پس از مدتی، ممکن است الگوهایی مانند خرید پس از رشد، فروش در زمان ترس یا اعتماد بیشازحد به برخی منابع را تشخیص دهید.
جمعبندی
در این مقاله به سوال رفتار گله ای چیست پاسخ دادیم و دریافتیم که رفتار گله ای زمانی شکل میگیرد که سرمایهگذار رفتار دیگران را جایگزین تحلیل مستقل، ارزیابی قیمت و مدیریت ریسک کند. این سوگیری میتواند باعث خرید پس از رشد شدید، فروش در دوره ترس، افزایش تمرکز سبد و اجرای تصمیمهایی شود که با شرایط مالی فرد سازگار نیستند.
با این حال، راهحل رفتار گله ای مخالفت همیشگی با جمع نیست چون گاهی اکثریت براساس اطلاعات معتبر به نتیجه درستی رسیدهاند و حرکت بازار میتواند ناشی از اطلاعات معتبر باشد. مسئله اصلی این است که سرمایهگذار بداند چرا با جمع همراه میشود و آیا این همراهی با تحلیل، اهداف و سطح ریسک او سازگار است.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟
ارسال دیدگاه