سوگیری هیجانی چیست؟ بررسی انواع سوگیریهای هیجانی سرمایهگذاران
سوگیری هیجانی چیست؟ «سوگیریهای هیجانی» (Emotional Biases) نوعی از انحرافات سیستماتیک در فرآیند تصمیمگیری، قضاوت و شناخت هستند که به طور عمده ریشه در عواطف و احساسات ناخودآگاه فرد دارند. این سوگیریها برخلاف «سوگیریهای شناختی» (Cognitive Biases) که بیشتر ناشی از خطاهای پردازش اطلاعات یا کمبود دانش هستند، از احساسات لحظهای یا تجربیات عاطفی عمیق سرچشمه میگیرند.
این نوع از سوگیریهای رفتاری سرمایهگذاران معمولاً سختتر اصلاح میشوند. زیرا ممکن است با آموزشهای ساده از بین نروند و افراد برای رفع آنها به کمک دیگران یا تمرینات حرفهای نیاز داشته باشند. در ادامه مقاله به بررسی کامل سوال سوگیری هیجانی چیست پرداخته و انواع سوگیریهای هیجانی سرمایهگذاران را بررسی خواهیم کرد.
سوگیری هیجانی چیست؟
سوگیری هیجانی به دستهای از سوگیریهای رفتاری گفته میشود که ریشه در احساسات و ناخودآگاه انسانها دارد و با تاثیرگذاری در تصمیمگیریها و قضاوت افراد آنها را دچار اشتباه میکند. این سوگیریها به دلیل منشا احساسی خود به سختی از بین رفته یا کنترل میشوند اما شناخت و توجه به آنها در بلند مدت میتوان به کمک سرمایهگذاران بیاید.
نکته عجیب در مورد سوگیری هیجانی این است که اکثر افراد با وجود آگاهی به آنها همچنان در زمان تصمیمگیری تحت تاثیر آنها هستند. معمولا افراد به ضرر نکردن بیشتر از سود کردن اهمیت میدهند یا تواناییهای خود در حل مسائل را بینهایت تصویر میکنند یا دوست دارند که وضعیت را همانگونه که الان هست حفظ کنند. همه این موارد بخشی از سوگیریهای هیجانی هستند که افراد در زندگی روزمره با آنها درگیر هستند.
همانطور که گفته شد، اصلاح سوگیریهای هیجانی نسبت به سوگیریهای شناختی بهمراتب دشوارتر است چرا که این سوگیریها از تکانهها یا شهود سرچشمه میگیرند و بر پایه محاسبات آگاهانه شکل نمیگیرند. در بسیاری از موارد، تنها کاری که میتوان انجام داد این است که سوگیریهای هیجانی را تشخیص دهیم و خود را با آن سازگار کنیم. شش سوگیری اصلی هیجانی به صورت زیر است که در ادامه این مقاله از آیپاسارگاد آنها را بررسی میکنیم.
- سوگیری هیجانی «زیانگریزی» (loss aversion)
- سوگیری هیجانی «اعتماد به نفس بیش از حد» (overconfidence)
- سوگیری هیجانی «خودکنترلی» (self-control)
- سوگیری هیجانی «وضعیت موجود» (status quo)
- سوگیری هیجانی «مالکیتگرایی» (endowment)
- سوگیری هیجانی «اجتناب از پشیمانی» (regret aversion)
سوگیری هیجانی زیان گریزی
سوگیری زیانگریزی به تمایلی اشاره دارد که در آن، فرد بهشدت ترجیح میدهد از ضرر اجتناب کند تا اینکه سودی به دست آورد. سرمایهگذاران عقلایی باید برای افزایش سود ریسک بیشتری را بپذیرند، نه برای کاهش ضرر اما در دنیای واقعی برعکس این گزاره اتفاق میافتد و افراد معمولاً برای جلوگیری از ضرر، ریسک بیشتری میپذیرند. سوگیری زیانگریزی باعث میشود افراد داراییهای زیانده را نگه دارند تا از شناسایی ضرر اجتناب کنند. در مقابل داراییهای سودده را زود بفروشند تا سود شناسایی کنند.
«کانمن» و «تورسکی» (۱۹۷۹) رفتار سرمایهگذارِ زیانگریز را بهعنوان ارزیابی سودها و زیانها بر اساس یک نقطه مرجع توصیف میکنند. تابع مطلوبیتی که از این نقطه مرجع عبور میکند در «نمودار ۱» نمایش داده شده است. این تابع شکل S دارد و نامتقارن است؛ به این معنا که حتی وقتی مقدار عددی سود و زیان یکسان باشد، زیانها نسبت به سودها بر مطلوبیت افراد تأثیر بیشتری میگذارند.
این تابع مطلوبیت نشان میدهد که در ناحیه زیانها (پایین محور افقی)، رفتار سرمایهگذار ریسکپذیر است، و در ناحیه سودها (بالای محور افقی)، سرمایهگذار ریسکگریز عمل میکند. در نمایش این مفهوم مهم «اثر تمایل» (Disposition Effect) نهفته است. این اثر قضیه نگهداشتن بیشازحد سرمایهگذاریهایی که زیان کردهاند را در مقابل فروش زودهنگام سرمایهگذاریهایی که سود کردهاند، توضیح میدهد. پرتفویی که با داشتن چنین رفتار سوگیرانهای تشکیل شود، پرریسکتر از پرتفوی بهینهای است که بر پایه اهداف ریسک–بازده سرمایهگذار باید تشکیل شود.

یک مورد متداول از این سوگیری هیجانی زمانی است که یک سرمایهگذار صورتحساب ماهانه خود را باز میکند و سرمایهگذاریهایش را برای یافتن موقعیتهای برنده و بازنده خود بررسی میکند. در این زمان وقتی سرمایهگذار میبیند برخی سرمایهگذاریهایش سود داشته و برخی دیگر زیانده بودهاند، احتمال زیادی وجود دارد که واکنش او نگهداری سرمایهگذاریهای زیانده باشد. این تصمیم نشان میدهد «از دست دادن پول» چنان دردناک است که نخستین واکنش سرمایهگذار این است که سرمایهگذاری زیانده را تا زمانی که به نقطه سر به سر برسد نگه دارد.
در این موقعیت، سرمایهگذار بر اساس احساسات تصمیم میگیرد، نه استدلال شناختی. در حالی که اگر این فرد کمی تحقیق انجام دهد، ممکن است متوجه شود شرکتی که سهام آن را نگه داشته، با مشکلات جدی مواجه است و ادامه نگهداری این سرمایهگذاری که اکنون در ضرر است در واقع ریسک پرتفوی را افزایش میدهد.(به همین دلیل است که گفته میشود سرمایهگذار در «حوزه زیانها» رفتاری ریسکپذیر نشان میدهد.) در نقطه مقابل، سرمایهگذاریهای برنده در حال سودآوری هستند.
سرمایهگذاران زیانگریز معمولاً این داراییها را میفروشند تا سود شناسایی کنند و از اینکه سودشان از بین برود جلوگیری کنند. در این وضعیت نیز اگر سرمایهگذار کمی تحقیق انجام دهد، ممکن است متوجه شود که شرکت مربوطه وضعیت پرتفوی را از نظر تناسب ریسک و بازدهی بهبود میبخشد.
این فرد باید توجه داشته باشد که با فروش این سرمایهگذاری که در سود است، نهتنها امکان زیانهای آینده حذف میشود، بلکه امکان کسب سودهای آینده نیز از بین میرود. ترکیب افزایش ریسک پرتفوی از طریق نگهداری موقعیتهای در ضرر و حذف موقعیتهای سودآور با فروش زودهنگام آنها باعث میشود پرتفوی سرمایهگذار نسبت به پرتفویی که بر اساس تحلیل بنیادی تشکیل شده است کارایی کمتری داشته باشد.
پیامدهای سوگیری زیانگریزی و نحوه غلبه بر آنها
در نتیجهی سوگیری زیانگریزی، فعالان بازارهای مالی ممکن است سرمایهگذاریهایی که در زیان هستند را بیش از حدی که بر اساس تحلیل بنیادی توجیه دارد نگهداری کنند و امید داشته باشند که قیمت آنها دوباره به نقطه سر به سر برسد. در مقابل سرمایهگذاریهایی که در سود هستند را از ترس اینکه سودشان کاهش یابد یا از بین برود، زودتر از آنچه بر اساس تحلیل بنیادی توجیه دارد بفروشند.
یک راه مناسب برای کاهش اثر سوگیری زیانگریزی داشتن رویکردی انضباطمحور در سرمایهگذاری است. باید توجه داشت که از نظر احساسی، نمیتوان دردِ تجربه کردنِ ضرر را کمتر کرد؛ اما با تحلیل سرمایهگذاریها و در نظر گرفتن احتمالات ضررها و سودهای آینده به طور واقعبینانه، فعالان بازارهای مالی را میتوان به اتخاذ تصمیمات منطقیتر هدایت کرد.
- مطالعه بیشتر: آموزش نحوه سرمایهگذاری و برداشت در آیپاسارگاد
سوگیری هیجانی اعتماد به نفس بیش از حد
سوگیری هیجانی اعتماد به نفس بیش از حد، یک نوع سوگیری رفتاری است که در آن افراد باور بیشازحد و غیرموجهی به تواناییهای خود دارند. اعتماد به نفس بیش از حد زمانی شدت میگیرد که با «سوگیری انتساب به خود» (Self-Attribution Bias) ترکیب شود؛ در این سوگیری هیجانی، افراد موفقیتها را بیش از حد به مهارتهای خود (Self-Enhancing) نسبت میدهند و مسئولیت شکستها را به عوامل بیرونی یا دیگران ( Self-Protecting) نسبت میدهند.
سوگیری اعتماد به نفس بیش از حد، ریشههایی در خطاهای شناختی و هیجانی دارد، اما در نهایت بهعنوان یک سوگیری هیجانی طبقهبندی میشود؛ زیرا منشأ اصلی آن هیجانات و احساسات فرد است، نه صرفاً پردازش نادرست اطلاعات. این سوگیری دو شکل رایج «اعتماد به نفس بیش از حد در پیشبینی» (Prediction Overconfidence) و «اعتماد به نفس بیش از حد در قطعیت» (Certainty Overconfidence) دارد که هر دو نوع، ترکیبی از استدلال همراه با امید هستند.
اعتماد به نفس بیش از حد در پیشبینی زمانی رخ میدهد که فعالان بازارهای مالی فواصل اطمینان (Confidence Intervals) را که برای پیشبینیهای سرمایهگذاری خود تعیین میکنند، بیش از حد باریک در نظر بگیرند. به عنوان مثال، هنگام برآورد ارزش آینده یک سهم، تنوع بسیار کمی را در نظر میگیرند به این معنی که دامنهای محدود از بازدههای مورد انتظار و انحراف معیاری پایینتر از چیزی که شواهد تاریخی و تحلیل بنیادی نشان میدهد را لحاظ میکنند.
اعتماد به نفس بیش از حد در قطعیت زمانی رخ میدهد که احتمالاتی که افراد برای وقوع نتایج مختلف اختصاص میدهند، بیش از اندازه بالا است. معمولاً این «قطعیت» بر پایه واکنشی احساسی است، نه نتیجه یک ارزیابی شناختی و تحلیلی. به عنوان مثال تحلیلگری با این استدلال که قیمتهای فعلی کمتر از هزینه تولید بسیاری از تولیدکنندگان نفت است برآورد میکند که قیمت نفت طی ۱۲ ماه آینده ۴۰ درصد افزایش خواهد یافت.
در نتیجه او پیشبینی میکند که کاهش تولید از سوی تولیدکنندگانی که در این سطح قیمتی سودآور نیستند و در شرایطی که تقاضای جهانی نفت کاهش پیدا نکند در نهایت قیمتها را صعودی خواهد کرد. بر اساس همین پیشبینی، تحلیلگر چند اوراق قرضه با بازدهی بالا که متعلق به تولیدکنندگان نفت میباشد را به مدیر پرتفوی توصیه میکند.
در واکنش به این پیشنهاد مدیر پرتفوی از تحلیلگر میخواهد برآوردی از ریسک نزولی این سرمایهگذاری ارائه دهد و از او میپرسد: «اگر فرضاً قیمت نفت ۱۰ درصد دیگر کاهش یابد، چقدر ممکن است ضرر کنیم؟» تحلیلگر پاسخ میدهد: «این سناریو غیرواقعی است. قیمت فعلی نفت تا حد ممکن پایین آمده و بازده این اوراق، بیشترین جذابیت ممکن را دارد و حتماً باید همین حالا سرمایهگذاری کنیم چرا که هیچ سناریوی نزولیِ معتبر و قابلاتکایی وجود ندارد.»
در این مثال رفتار تحلیلگر نشانگر سوگیری اعتماد به نفس بیش از حد است. به این دلیل که برای پیشبینی خود قطعیتی بیش از اندازه قائل شده و احتمال یا اثر انحراف از آن پیشبینی را در نظر نگرفته است.
پیامدهای سوگیری اعتماد به نفس بیش از حد و نحوه غلبه بر آنها
در نتیجهی سوگیری اعتماد به نفس بیش از حد، فعالان بازارهای مالی ممکن است ریسکها را دستکم بگیرند و بازدههای مورد انتظار را بیش از اندازه برآورد کنند یا پرتفوی(سبد) نامناسب از لحاظ میزان تنوع نگهداری کنند که ممکن است موجب ریسک نزولی قابل توجه شود.
برای غلبه بر سوگیری هیجانی اعتماد به نفس بیش از حد، فعالان بازارهای مالی باید سوابق معاملاتی خود را مرور کنند. همچنین معاملات برنده و بازنده را شناسایی و عملکرد پرتفوی در بازه زمانی حداقل دو ساله را محاسبه کنند. سرمایهگذارانی که در انتخاب سرمایهگذاریهای خوب به توانایی خود باور بیپایه و اساس دارند، معمولاً فقط معاملات برنده و نتایج آنها را به یاد میآورند و در مقابل تعداد و نتایج سرمایهگذاریهای زیانده خود را دستکم میگیرند.
مرور سوابق معاملاتی میزان حجم معاملات را نیز مشخص میکند. اعتماد به نفس بیش از حد، یک نوع خطای شناختی نیز هست در نتیجه بیشتر اوقات داشتن اطلاعات کاملتر میتواند به افراد کمک کند تا به اشتباهات خود پی ببرند. همچنین بسیار مهم است که سرمایهگذاران هنگام تصمیمگیری و ارزیابی سرمایهگذاریها بیطرف و واقعبین باشند. در این رابطه ضربالمثل قدیمی والاستریت میگوید: «رشد بازار گاوی(صعودی) را با هوش خودت اشتباه نگیر.»
توصیه میشود استدلال پشت هر سرمایهگذاری و نتایج حاصل از آن صرف نظر از اینکه موفق بودهاند یا ناموفق، تا حد امکان بهصورت عینی و بدون تعصب بررسی شود. شما باید از خود باید بپرسید «چه زمانی سود بهدست آوردهاید؟» و «چه زمانی ضرر کردهاید؟». سپس در ذهن خود تصمیمهای سودآور را از تصمیمهای زیانده جدا کنید.
حالا باید تصمیمهای سودآور را بررسی کنید تا بفهمید دقیقاً چه کاری را درست انجام دادهاید. «آیا سرمایهگذاری را در زمان مناسب و بر اساس تحلیل بنیادی انجام دادهاید؟» یا صرفاً بهطور اتفاقی همزمان با یک روند صعودی در بازار وارد آن سرمایهگذاری شدید؟ بهطور مشابه، تصمیمهایی را که بهعنوان تصمیمات ضعیف و زیانده دستهبندی کردهاید را نیز بررسی کنید. «آیا بر اساس تحلیل بنیادی درست سرمایهگذاری کردید اما هنگامی که زمان فروش بوده یا بازار در حال اصلاح بوده مرتکب اشتباه شدید؟»
هنگام مرور تصمیمات زیانده، بهدنبال الگوها یا اشتباهات مشترکی که شاید قبلاً از وجود آنها آگاه نبودید باشید. هر گرایش و تمایلی را که کشف میکنید یادداشت کنید و سعی کنید با ایجاد یک قاعده یا یادآوری ذهنی نسبت به آن آگاه بمانید. برای مثال: «در آینده کار X را انجام خواهم داد.» یا «در آینده کار Y را انجام نخواهم داد».
سوگیری خودکنترلی از انواع سوگیریهای هیجانی چیست؟
سوگیری خودکنترلی سوگیری هیجانی است که در آن افراد در پیگیری اهداف بلندمدت و اصلی خود ناتوان عمل میکنند و در عوض، رضایت کوتاهمدت را ترجیح میدهند. برای مثال، افرادی که در مسیر دریافت مدرک CFA هستند، ممکن است به اندازه کافی مطالعه نکنند؛ زیرا مشغلهها و خواستههای کوتاهمدت زمان آنها را میگیرد.
رفتار منطقی ایجاب میکند که افراد هر کاری که برای دستیابی به اهداف بلندمدت لازم است را انجام دهند اما بیشتر اوقات در عمل این اتفاق نمیافتد. وقتی صحبت از پول میشود، بسیاری از افراد تمایل و توانایی پسانداز برای آینده را دارند، اما اغلب بهدلیل ضعف در خودکنترلی نمیتوانند از مصرف روزانه خود صرفنظر کنند.
ممکن است این ضعف ظاهری در خودکنترلی نتیجه «تنزیل فوقهندسی» (Hyperbolic Discounting) نیز باشد. یعنی انسان تمایل دارد پاداشهای کوچکِ حال حاضر را به پاداشهای بزرگتر در آینده ترجیح دهد. بهعبارت دیگر، فداکاری در زمان حال تنها زمانی اتفاق میافتد که پاداش آینده بسیار بزرگتر باشد؛ در غیر این صورت، افراد حاضر نیستند از مصرف فعلی خود چشمپوشی کنند.
پیامدهای سوگیری خودکنترلی و نحوه غلبه بر آنها
در نتیجهی سوگیری خودکنترلی، فعالان بازارهای مالی ممکن است کمتر از حد لازم برای آینده پسانداز کنند. موضوعی که ممکن است در ادامه باعث شود برای دستیابی به بازدهیهای بالاتر، ریسک بیش از اندازه در پرتفوی بپذیرند. همچنین افراد ممکن است برای تأمین مالی مصرف فعلی خود بیشازحد وام بگیرند.
برای غلبه بر سوگیری خودکنترلی افراد باید اطمینان حاصل کنند که یک برنامه سرمایهگذاری مناسب در دست اجرا است. همچنین باید یک بودجهبندی شخصی داشته باشند. این برنامهها باید بهصورت مکتوب باشند تا بتوان آنها را بهطور منظم مرور کرد. به همین ترتیب، افراد باید یک تخصیص دارایی استراتژیک که بر پایه ارزیابی جامع و کامل باشد را حفظ کنند.
سوگیری هیجانی حفظ وضعیت موجود
سوگیری حفظ وضعیت موجود یک سوگیری هیجانی است که در آن افراد ترجیح میدهند هیچ اقدامی انجام ندهند. به عبارتی حتی زمانی که تغییر ضروری و منطقی باشد تمایل دارند بهجای اینکه تغییری ایجاد کنند وضعیت موجود را حفظ کنند. معمولاً سوگیری حفظ وضعیت موجود همراه با سوگیریهای موهبت و اجتناب از پشیمانی مورد بحث قرار میگیرد. دلیل آن این است که نتیجه رفتاری این سوگیریها حفظ موقعیتهای موجود است که از این نظر مشابه یکدیگر هستند اما دلیل حفظ موقعیتها در هر یک از آنها متفاوت است:
- در سوگیری حفظ وضعیت موجود، حفظ موقعیتها عمدتاً به دلیل «اینرسی ذهنی» (Inertia) است، نه یک انتخاب آگاهانه.
- در سوگیری موهبت و سوگیری اجتناب از پشیمانی، موقعیتها به دلیل انتخابهای آگاهانه که ممکن است نادرست باشند حفظ میشوند.
به عنوان مثال در اثر سوگیری حفظ وضعیت موجود، افراد مسیری که از نظر ذهنی سادهتر است را حتی اگر بهترین انتخاب نباشد، انتخاب میکنند. با استفاده از دادههای سه شرکت، چوی و همکاران (۲۰۰۱) اثر ثبتنام خودکار کارکنان در یک «طرح بازنشستگی با مشارکت معین» (Defined Contribution Pension Plan) و اینکه نرخهای پیشفرض مشارکت و گزینههای سرمایهگذاری پیشفرض چگونه بر رفتار مشارکتکنندگان اثر میگذارند را مورد بررسی قرار دادند.
ثبتنام خودکار باعث شد نرخ مشارکت کارکنان در طرح بازنشستگی با مشارکت معین، که قبلاً بین ۲۶٪ تا ۴۳٪ پس از شش ماه سابقه و بین ۵۷٪ تا ۶۹٪ پس از سه سال سابقه بود، در هر سه شرکت و برای هر دو دوره سابقه، به بیش از ۸۵٪ افزایش یابد.
اگرچه ثبتنام خودکار باعث افزایش مشارکت شد، اما بیش از ۶۵٪ از کارکنان تمایل داشتند همان میزان پیشفرض تعیینشده توسط کارفرما یعنی ۲٪ یا ۳٪ را پرداخت کنند و در گزینه سرمایهگذاری پیشفرض باقی بمانند. هرچند این درصد بهمرور زمان کاهش یافت، اما حتی پس از دو سال سابقهی کار نیز، بیش از ۴۰٪ از شرکتکنندگان همچنان از گزینهی پیشفرض استفاده میکردند.
پیامدهای سوگیری حفظ وضعیت موجود و نحوه غلبه بر آنها
در نتیجهی سوگیری وضعیت موجود، فعالان بازارهای مالی ممکن است بدون آنکه آگاه باشند، پرتفویی را حفظ کنند که ویژگیهای ریسک آن با شرایطشان تناسب ندارد. همچنین آنها ممکن است از بررسی و جستوجوی فرصتهای دیگر خودداری کنند.
سوگیری وضعیت موجود میتواند به طور قابل توجهی قوی و غلبه بر آن بسیار دشوار باشد. در مورد این سوگیری هیجانی آموزش نقش اساسی دارد. فعالان بازار باید مزایای کاهش ریسک و افزایش بازده ناشی از تنوعبخشی و تخصیص دارایی صحیح را برای افراد کمیسازی کنند. برای مثال، اگر فردی در یک سهم خاص بسیار متمرکز شده باشد، نشاندادن اینکه در صورت سقوط آن سهم چه بلایی بر ثروت کلی او وارد میشود، ممکن است او را متقاعد به تنوعبخشی در پرتفوی کند.
سوگیری هیجانی موهبت از انواع سوگیریهای هیجانی چیست؟
سوگیری موهبت نوعی سوگیری هیجانی است که در اثر آن افراد برای داراییهای در اختیارشان نسبت به داراییهای مشابهی که مالک آن نیستند ارزش بیشتری قائل میشوند. به بیان دیگر، صرف «مالک بودن» باعث میشود فرد ارزش ذهنی بالاتری برای آن دارایی تعیین کند، حتی اگر شواهد عینی چنین ارزشی را تأیید نکند. این سوگیری هیجانی موجب میشود افراد تمایل کمتری به فروش داراییهای خود داشته باشند. در نتیجه داراییها را «بیشازحد نگه دارند» در حالی که فروش یا جایگزینی آنها میتواند تصمیم بهتری از نظر مالی باشد.
سوگیری موهبت ممکن است نتیجهی چندین سوگیری رفتاری دیگر از جمله گریز از ضرر، لنگراندازی و تعدیل و اعتماد به نفس بیش از حد باشد. گرچه نام این سوگیری موهبت است اما علاوه بر داراییهای بهارثرسیده، داراییهایی که فرد خودش خریده است نیز میتواند تحت تأثیر سوگیری موهبت قرار گیرد.
فرض کنید چند مورد از سهامی که یک تحلیلگر سرمایهگذاری توصیه کرده بود، طی پنج سال گذشته عملکرد خوبی داشتهاند. این موضوع باعث میشود مدیر پرتفوی از او یک بهروزرسانی مختصر دربارهی هر سهم، ازجمله ارزشگذاری سهام، بخواهد. تحلیلگر برای هر سهم برآورد میکند که «ارزش منصفانه» (Fair Value) حداقل ۴۰ درصد بالاتر از قیمت فعلی است.
مدیر پرتفوی این برآورد را به چالش میکشد و اشاره میکند که این ارزشگذاریها حتی از صعودیترین هدف قیمتی تحلیلگران «سمت فروش» (Sell-Side) نیز بسیار بالاتر هستند. تحلیلگر پاسخ میدهد که بازار در حال نادیده گرفتن بنیادهای این شرکتهاست. سپس مدیر پرتفوی میپرسد گر همین امروز هیچ موقعیتی در این سهمها نداشتی، آیا حاضر بودی این سهام را بخری؟ تحلیلگر جواب میدهد احتمالاً نه.
در این مثال فرضی، تحلیلگر درگیر سوگیری موهبت مالکیت است. زیرا ارزش سهامی که هماکنون در پرتفوی نگهداری میشود را بیش از حد برآورد میکند. این سوگیری هیجانی احتمالاً ناشی از این است که سرمایهگذاریهای قبلی او در این سهام موفق بودهاند و همین موفقیت ذهنیت او را نسبت به ارزش واقعی آنها سوگیرانه(جانبدارانه) کرده است.
پیامدهای سوگیری موهبت ونحوه غلبه بر آنها
در نتیجهی سوگیری موهبت، فعالان بازارهای مالی ممکن است تصور کنند ویژگیهای سرمایهگذاریهایی را که از قبل مالک آنها هستند بهتر میفهمند و به همین دلیل در خریدن داراییهایی که تجربهی کمتری با آن دارند مردد باشند. این حسِ آشنایی، ارزش ادراکشدهی دارایی موجود را در ذهن مالک افزایش میدهد. در نتیجه ممکن است تخصیص دارایی نامناسبی به کار گرفته شود. چنین پرتفویی ممکن است با سطح تحمل ریسک و اهداف مالی سرمایهگذار هماهنگ نباشد. نفروختن برخی از داراییها و جایگزین نکردن آنها با داراییهای مناسبتر و ادامهی نگهداری آن دسته از داراییها که برایشان آشناست از پیامدهای این سوگیری هیجانی است.
بسیاری از فعالان مدیریت ثروت با مشتریانی روبهرو شدهاند که برای فروش اوراق بهاداری که از نسلهای پیشین به ارث بردهاند، اکراه دارند. در این شرایط، سرمایهگذاران معمولاً احساساتی مانند احساس بیوفایی در صورت فروش داراییهای موروثی، عدماطمینان کلی نسبت به انتخاب درست و نگرانی دربارهی مسائل مالیاتی را مطرح میکنند.
در چنین مواردی، یک فعال بازارهای مالی باید بپرسد: «اگر معادل ارزش این داراییهای بهارثرسیده را بهصورت نقد دریافت میکردید، آن پول را چگونه سرمایهگذاری میکردید؟» در بسیاری از مواقع، پاسخ این سؤال پرتفویی کاملاً متفاوت از پرتفوی موروثی خواهد بود.
همچنین مفید است که نیت فرد متوفی در نگهداری و انتقال این سرمایهگذاری بررسی شود. آیا هدف اصلی، انتقال همین ترکیب پرتفوی بوده چون بر اساس تحلیل بنیادی مناسب تشخیص داده شده است، یا هدف این بوده که صرفاً منابع مالی برای بهرهمندی وراث باقی بماند؟ اگر وراث به گزینهی دوم باور داشته باشند، معمولاً پذیرش و بررسی سایر شیوههای تخصیص دارایی برایشان آسانتر خواهد بود.
یک روش مؤثر برای مقابله با سوگیری موهبت مالکیت در مورد اوراق بهاداری که خریدید، این است که زمانی که برآورد «قیمت فروش» آن اوراق بهادار را بسیار بالاتر از هر «قیمت خرید» معقولی از نظر فعالان بازارهای مالی در نظر گرفته باشید، این سوال را مطرح کنید: «آیا همین امروز این اوراق بهادار را با قیمت فعلی خریداری میکنید؟
سوال مشابه دیگر این است که چرا امروز مقدار بیشتری از این ورقه بهادار را نمیخرید؟ پاسخ به این پرسشها میتواند تمرکز فرد را از گذشته به زمان حال تغییر دهد. به علاوه او را وادار کند تا بهجای تکیه بر قیمتهای گذشته، پتانسیل رشد از قیمت فعلی را در نظر بگیرد.
سوگیری اجتناب از پشیمانی
سوگیری اجتناب از پشیمانی یک سوگیری هیجانی است که در آن افراد بهدلیل ترس از اینکه تصمیمشان نتیجهی نامطلوبی داشته باشد، از تصمیمگیری اجتناب میکنند. این سوگیری دو بُعد دارد:
- اقدامهایی که فرد انجام میدهد.
- اقدامهایی که فرد میتوانست انجام دهد اما انجام نداده است.
اگر فردی اقدامی انجام دهد و نتیجه آن نامطلوب باشد احساس پشیمانی میکند. همچنین ممکن است به دلیل انجام ندادن کاری نتیجه نامطلوب حاصل شود که در این حالت فرد احساس پشیمانی کمتری نسبت به زمانی که کاری انجام داده و نتیجه نامطلوب بوده است میکند. به همین دلیل، عدم اقدام (هیچ کاری نکردن) بهطور پیشفرض تبدیل به تصمیم فرد میشود.
پیامدهای سوگیری اجتناب از پشیمانی و نحوه غلبه بر آن
در نتیجهی سوگیری اجتناب از پشیمانی، سرمایهگذاران ممکن است رفتارهای زیر را بروز دهند در انتخابهای سرمایهگذاری به دلیل تجربهی نتایج نامطلوب از سرمایهگذاریهای پرریسک در گذشته، بیش از اندازه محافظهکار شوند. سرمایهگذاران ممکن است برای اجتناب از پشیمانیِ ناشی از انجام یک سرمایهگذاری بدِ دیگر، تصمیم بگیرند فقط از ابزارهای کمریسک استفاده کنند. این رفتار میتواند به عملکرد ضعیف در بلندمدت و ناتوانی در دستیابی به اهداف سرمایهگذاری منجر شود.
همچنین سرمایهگذاران ممکن است «رفتار دنبالهروی» (Herding) را پیش بگیرند. سرمایهگذاران ممکن است برای کاهش احتمال پشیمانی در آینده، در سرمایهگذاریهای محبوب و رایج احساس امنیت بیشتری داشته باشند. به عبارتی در جمع بودن «ایمنتر» بهنظر میرسد و تصور میشود که درد و فشار احساسی کمتری به همراه دارد.
بنابراین، سوگیری پرهیز از پشیمانی ممکن است موجب شود سهام شرکتهای شناختهشده حتی زمانی که سطح ریسک و بازده آنها با سهام شرکتهای کمترشناختهشده برابر است، مورد توجه باشد. به عبارتی انتخاب سهام شرکتهای نامرسوم یا کمترشناختهشده، پرریسکتر تصور میشود. بنابراین مسئولیت شخصی بیشتر و در نتیجه احتمال پشیمانی شدیدتر در آینده را به فرد القا میکند.
در ارتباط با این سوگیری هیجانی میتوان به حرف جان مینارد کینز (۱۹۳۶) استناد کرد که گفته است: «حکمت دنیوی میآموزد که برای حفظ اعتبار، شکست خوردن بهصورت متعارف بهتر از کسب موفقیت بهصورت نامتعارف است.»
فعالان بازارهای مالی باید مزایای کاهش ریسک و افزایش بازده ناشی از تنوعبخشی و تخصیص دارایی مناسب را بهصورت کمی مشخص کنند. سوگیری پرهیز از پشیمانی میتواند باعث شود برخی از افراد بسته به روندهای جاری بازار بیش از حد محافظهکارانه یا بیش از اندازه ریسکی سرمایهگذاری کنند. سرمایهگذاران در صورت تنوعبخشی صحیح پرتفوی، سطوح مختلف ریسک را در ازای بازدهی متناسب در پرتفوی خود میپذیرند.
سرمایهگذاران برای جلوگیری از محافظهکاریِ بیش از حد، باید بپذیرند که ضرر برای همه اتفاق میافتد و مزایای بلندمدتِ گنجاندن داراییهای پرریسک در پرتفوی را در نظر داشته باشند. همچنین، درک این موضوع که حبابهای قیمتی رخ میدهند و توجه به اهداف بلندمدت باعث میشود مشتری از انجام سرمایهگذاریهای بیش از حد پرریسک خودداری کند.
جمعبندی
بررسی انواع سوگیریهای هیجانی نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از تصمیمهای نادرست سرمایهگذاری ناشی از ضعف دانش مالی نیست. بلکه از واکنشهای احساسی و الگوهای ناخودآگاه رفتاری ناشی میشود. سوگیریهای هیجانی نظیر زیانگریزی، اعتماد به نفس بیش از حد، ضعف در خودکنترلی، ترجیح وضعیت موجود، دلبستگی احساسی به داراییها و ترس از پشیمانی میتوانند حتی حرفهایترین فعالان بازارهای مالی را به سمت تصمیمگیریهای غیرمنطقی و گاه پرخطر سوق دهند.
ویژگی مشترک تمام سوگیریهای هیجانی این است که اصلاحشان دشوار است. به این دلیل که برخلاف خطاهای شناختی، صرفاً با آموزش یا افزایش اطلاعات برطرف نمیشوند. نقطهی شروعِ مدیریت آنها، آگاهی و پذیرش وجودشان است. فعالان بازار با شناسایی الگوهای رفتاری خود، ابزارهای عملیتری برای کنترل و مقابله با این سوگیریهای هیجانی در اختیار خواهند داشت که عبارتاند از:
- داشتن برنامه سرمایهگذاری مدون و قابل ارزیابی
- رعایت تخصیص دارایی هدفمند
- استفاده از تحلیل بنیادی و دادهمحور بهجای واکنشهای احساسی
- ثبت مکتوب تصمیمها و مرور دورهای آنها
- مقایسه پرتفوی موجود با یک پرتفوی کاملاً بدون سوگیری فرضی
بازار سرمایه برای همه، چه مبتدی و چه حرفهای، محیطی همراه با عدمقطعیت است که احساسات در آن نقش پررنگی دارند. سرمایهگذاری موفق زمانی رقم میخورد که بتوانیم فاصلهی میان رفتارهای عقلایی را کاهش دهیم. شناسایی سوگیریهای هیجانی، نخستین گام برای کاهش این فاصله است که در نتیجه آن کیفیت تصمیمگیری، بازدهی پرتفوی و ثبات بلندمدت سرمایهگذار به شکل معناداری بهبود مییابد.
اگر سوگیریهای رفتاری را همان «خطاهای پنهان ذهن» بدانیم، مدیریت دارایی موفق یعنی توانایی دیدن این خطاها پیش از آنکه خود را در نتایج سرمایهگذاری نشان دهند. این همان نقطهای است که حرفهایها را از دیگران متمایز میکند.



نظر شما در مورد این مطلب چیه؟
ارسال دیدگاه