سبد سرمایهگذاری متمرکز یا متنوع؛ کدام رویکرد برای سرمایهگذار مناسبتر است؟
سبد سرمایهگذاری متمرکز بهتر است یا متنوع؟ وقتی صحبت از مدیریت پرتفوی میشود، معمولاً یک توصیه تکراری به گوش میرسد: «همه تخممرغهایتان را در یک سبد نگذارید.» اما آیا هرچه تعداد داراییهای پرتفوی بیشتر باشد، سرمایهگذاری هم بهتر و کمریسکتر میشود؟
ممکن است یک سرمایهگذار ۲۰ سهم مختلف داشته باشد، اما بیشتر آنها به یک صنعت وابسته باشند. در مقابل، سرمایهگذاری با پنج دارایی میتواند در چند صنعت و طبقه دارایی مختلف انجام شده باشد و از نظر ریسک، پرتفوی متنوعتری داشته باشد.
به همین دلیل، مسئله اصلی در ساخت پرتفوی این نیست که چند دارایی در اختیار داریم؛ بلکه این است که سرمایه ما تا چه اندازه به عملکرد یک شرکت، صنعت، بازار یا نوع خاصی از دارایی وابسته است. در یک طرف، پرتفوی متمرکز قرار دارد که سرمایه را روی تعداد محدودی از سرمایهگذاریهای منتخب قرار میدهد.
در طرف دیگر، پرتفوی متنوع قرار دارد که سرمایه را میان شرکتها، صنایع، بازارها و حتی طبقات مختلف دارایی توزیع میکند. هر دو روش مزایا و معایب خود را دارند و انتخاب میان سبد سرمایهگذاری متنوع یا متمرکز به اهداف سرمایهگذار، میزان تحمل ریسک و افق زمانی او بستگی دارد.
در این مقاله از آیپاسارگاد با ما همراه باشید تا سبدهای سرمایهگذاری متنوع و متمرکز را مقایسه و بررسی کنیم.
تنوعبخشی به سبد سرمایهگذاری چگونه انجام میشود؟
تنوعبخشی فقط به معنی خرید سهام شرکتهای مختلف نیست و میتوان سبد سرمایهگذاری (پرتفوی) را در چند سطح متنوع کرد. اولین سطح، سرمایهگذاری در شرکتهای مختلف است. اگر سرمایهگذار به جای خرید یک سهم، سهام چند شرکت را انتخاب کند، بخشی از ریسک مربوط به عملکرد یک شرکت خاص کاهش پیدا میکند.
اما تنوعبخشی زمانی مؤثرتر میشود که سرمایهگذاری در صنایع مختلف انجام شود. برای مثال، داشتن سهام دو شرکت فناوری لزوماً به اندازه داشتن سهام یک شرکت فناوری و یک شرکت فعال در صنعت دیگری، تنوع ایجاد نمیکند؛ زیرا ممکن است یک اتفاق مشترک بر هر دو شرکت فناوری اثر بگذارد.
تنوعبخشی را میتوان یک مرحله دیگر هم گسترش داد و شرکتهایی با اندازههای مختلف را در نظر گرفت. رفتار شرکتهای کوچک و بزرگ در همه دورههای بازار یکسان نیست و همین تفاوت میتواند به کاهش وابستگی پرتفوی به یک گروه خاص کمک کند.
در سطح گستردهتر، سرمایهگذار میتواند میان طبقات مختلف دارایی مثل سهام، اوراق با درآمد ثابت و کالاها تنوع ایجاد کند. این روش از این جهت اهمیت دارد که داراییهای مختلف همیشه در یک جهت حرکت نمیکنند.
در بازار ایران نیز میتوان همین رویکرد را به شکل متفاوتی اجرا کرد. برای مثال، سرمایهگذار میتواند به جای تمرکز تمام سرمایه در سهام، متناسب با هدف و ریسکپذیری خود، ترکیبی از سهام، صندوقهای سرمایهگذاری، اوراق با درآمد ثابت یا ابزارهای مرتبط با طلا مثل صندوق طلا را بررسی کند.
مزیت اصلی پرتفوی متنوع چیست؟
مهمترین دلیل تنوعبخشی، کاهش اثر عملکرد نامطلوب یک سرمایهگذاری بر کل سبد سرمایهگذاری (پرتفوی) است. فرض کنید فردی میخواهد بین تشکیل سبد سرمایهگذاری متمرکز یا متنوع انتخاب کند. اگر تمام سرمایه خود را در سهام یک شرکت قرار دهد ممکن است به دلیل یک اتفاق غیرمنتظره، قیمت آن سهم بهشدت کاهش پیدا کند و ارزش کل سرمایه او نیز تحت تأثیر قرار میگیرد.
حالا فرض کنید همان سرمایه را میان چند دارایی تقسیم کند. اگر یکی از آنها افت کند اما سایر داراییها عملکرد بهتری داشته باشند، زیان یک دارایی میتواند تا حدی با عملکرد سایر داراییها جبران شود. البته این اتفاق زمانی مؤثرتر است که داراییهای موجود در پرتفوی رفتار متفاوتی داشته باشند. اگر همه داراییها تحت تأثیر یک عامل مشترک حرکت کنند، تنوع ظاهری همیشه به کاهش قابلتوجه ریسک منجر نمیشود.
به زبان ساده، هدف تنوعبخشی این نیست که هیچکدام از داراییها کاهش قیمت نداشته باشند؛ هدف این است که افت یک دارایی نتواند بهتنهایی بخش بزرگی از کل سرمایه را با خود پایین بکشد.
مقایسه سبد سرمایهگذاری متنوع با سبد متمرکز
در یک سبد سرمایهگذاری متنوع، عملکرد ضعیف بعضی از داراییها میتواند بخشی از بازدهی بالای داراییهای موفق را خنثی کند؛ در حالی که در یک سبد سرمایهگذاری متمرکز، بازده کل بیشتر به عملکرد همان تعداد محدود دارایی وابسته است.
فرض کنید سرمایهگذار پس از بررسی دقیق، پنج سهم را انتخاب کرده و هر پنج سهم عملکرد بسیار خوبی داشتهاند. اگر سرمایه عمدتاً در همین پنج سهم قرار گرفته باشد، رشد آنها تأثیر زیادی بر بازده کل پرتفوی خواهد داشت. اما اگر سرمایهگذار برای ایجاد تنوع، تعداد زیادی سهم دیگر نیز به پرتفوی اضافه کند، سهم پنج سرمایهگذاری موفق از کل پرتفوی کاهش پیدا میکند. در نتیجه، حتی اگر آن پنج سهم عملکرد بسیار خوبی داشته باشند، اثر آنها بر بازده کل سرمایه کمتر خواهد شد.
بنابراین باید توجه داشت که در زمان چیدن سبد سرمایهگذاری تنوعبخشی بیش از حد ریسک را کم میکند اما همزمان میتواند بازدهی پرتفوی را نیز کاهش دهد.
تنوعبخشی بیش از حد چه مشکلی ایجاد میکند؟
داشتن تعداد زیادی دارایی در سبد سرمایهگذاری همیشه به معنای مدیریت بهتر ریسک نیست. هرچه تعداد داراییها بیشتر شود، بررسی و مدیریت آنها نیز پیچیدهتر میشود. فرض کنید سرمایهگذاری در ۳۰ سهم، چندین صندوق سرمایهگذاری و چند ابزار مالی دیگر سرمایهگذاری کرده است. او باید عملکرد هرکدام را بررسی کند، تغییرات آنها را زیر نظر داشته باشد و در صورت لزوم وزن هر دارایی را در سبد (پرتفوی) تغییر دهد.
با افزایش تعداد داراییها، تصمیمگیری نیز دشوارتر میشود. سرمایهگذار باید تشخیص دهد که کدام دارایی همچنان ارزش نگهداری دارد، وزن کدام دارایی باید کمتر یا بیشتر شود و آیا ترکیب فعلی پرتفوی هنوز با اهداف مالی او هماهنگ است یا خیر.
بنابراین اگر تعداد سرمایهگذاریها بیش از حد افزایش پیدا کند، ممکن است مدیریت پرتفوی از توان یا زمان سرمایهگذار خارج شود. به همین دلیل، افرادی که میخواهند سرمایه خود را میان تعداد زیادی دارایی پخش کنند، میتوانند از ابزارهایی مانند صندوقهای سرمایهگذاری استفاده کنند؛ زیرا مدیریت و پایش داراییها در این صندوقها بر عهده مدیران حرفهای است.
پرتفوی متمرکز چه مزیتی دارد؟
در پرتفوی متمرکز، سرمایهگذار بهجای تقسیم سرمایه میان تعداد زیادی دارایی، بخش بیشتری از سرمایه خود را به تعداد محدودی از ابزارهای سرمایهگذاری اختصاص میدهد. مزیت این روش آن است که اگر انتخاب سرمایهگذار درست باشد، عملکرد یک سرمایهگذاری موفق میتواند اثر بیشتری بر بازده کل پرتفوی داشته باشد.
فرض کنید دو سرمایهگذار هرکدام ۱۰۰ میلیون تومان سرمایه دارند. سرمایهگذار اول پول خود را بهطور مساوی میان ۲۰ سهم تقسیم کرده است، اما سرمایهگذار دوم بخش عمده سرمایه خود را در چهار سهم قرار داده که نسبت به آنها دید مثبتتری دارد.
اگر یکی از این چهار سهم رشد زیادی داشته باشد، اثر آن بر بازدهی کل سرمایهگذار دوم بیشتر خواهد بود. در مقابل، همان میزان رشد در پرتفوی ۲۰ سهمی تأثیر محدودتری بر بازدهی کل دارد. بنابراین، پرتفوی متمرکز به سرمایهگذار اجازه میدهد به ایدههایی که نسبت به آنها اطمینان بیشتری دارد وزن بیشتری بدهد. البته باید توجه داشت که همین ویژگی میتواند ریسک پرتفوی را نیز افزایش دهد .
نقطه ضعف اصلی پرتفوی متمرکز چیست؟
تمرکز همانطور که میتواند اثر یک انتخاب موفق را افزایش دهد، اثر یک انتخاب ناموفق را نیز بیشتر میکند. اگر بخش بزرگی از سرمایه در یک سهم، صنعت یا دارایی قرار گرفته باشد، افت ارزش آن میتواند بخش قابلتوجهی از کل پرتفوی را تحت تأثیر قرار دهد.
فرض کنید ۵۰ درصد سرمایه فردی در یک سهم قرار دارد. اگر قیمت آن سهم ۳۰ درصد کاهش پیدا کند، ارزش کل پرتفوی فقط به دلیل همین یک سهم حدود ۱۵ درصد کاهش مییابد. اما اگر وزن همان سهم در پرتفوی فقط ۵ درصد باشد، اثر این افت بر کل سرمایه بسیار کمتر خواهد بود.
به همین دلیل، پرتفوی متمرکز معمولاً نوسان بیشتری دارد و سرمایهگذار باید توان تحمل این نوسانات را داشته باشد. این موضوع در دورههایی که بازار با افتها یا تغییرات شدید قیمت مواجه است، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
چرا پرتفوی متمرکز به دانش بیشتری نیاز دارد؟
وقتی تعداد داراییهای یک پرتفوی کم باشد، وزن هرکدام از آنها بیشتر میشود. در نتیجه، اشتباه در انتخاب یا ارزیابی یک دارایی میتواند اثر بزرگتری بر کل سرمایه داشته باشد.
سرمایهگذاری که بخش قابلتوجهی از سرمایه خود را به یک شرکت یا صنعت اختصاص میدهد، باید عوامل مؤثر بر عملکرد آن را با دقت بیشتری بررسی کند. وضعیت مالی شرکت، شرایط صنعت، تغییرات اقتصادی و رویدادهایی که میتوانند بر ارزش آن سرمایهگذاری اثر بگذارند، در چنین پرتفویی اهمیت بیشتری دارند.
در سبدهای متمرکز پایش مداوم نیز مهمتر میشود. در یک پرتفوی متمرکز، تغییر شرایط یکی از سرمایهگذاریهای اصلی (با وزن بالا) میتواند بهسرعت بر کل پرتفوی اثر بگذارد. بنابراین سرمایهگذار باید بتواند اطلاعات جدید را بررسی کند و در صورت تغییر شرایط، تصمیم خود را دوباره ارزیابی کند.
برای سرمایهگذاری بلندمدت، سبد متمرکز بهتر است یا متنوع؟
پاسخ این سؤال برای همه سرمایهگذاران یکسان نیست و به هدف مالی، میزان ریسکپذیری و توان تحلیل فرد بستگی دارد.
اگر هدف سرمایهگذار حفظ سرمایه و کاهش وابستگی آن به عملکرد یک دارایی یا صنعت خاص باشد، تنوعبخشی میتواند گزینه مناسبتری باشد. این موضوع برای افرادی که در زمان مشخصی به سرمایه خود نیاز دارند نیز اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا افت شدید یک پرتفوی متمرکز ممکن است برنامه مالی آنها را مختل کند.
در مقابل، سرمایهگذاری که افق زمانی بلندمدت، تحمل نوسان بیشتر و توان کافی برای تحلیل و پیگیری تعدادی سرمایهگذاری مشخص را دارد، ممکن است بخشی از پرتفوی خود را متمرکزتر نگه دارد. بنابراین، بلندمدت بودن سرمایهگذاری بهتنهایی دلیل کافی برای انتخاب سبد سرمایهگذاری متمرکز یا متنوع نیست. افق زمانی باید در کنار هدف سرمایهگذاری و میزان تحمل ریسک بررسی شود.
سطوح مختلف تمرکز یا تنوع سبد سرمایهگذاری
سبد سرمایهگذاری متمرکز یا متنوع را نباید فقط بر اساس نوع دارایی بررسی کرد. ممکن است تمام سرمایه یک فرد در بازار سهام باشد، اما این سرمایه میان شرکتها و صنایع مختلف تقسیم شده باشد. در چنین شرایطی، پرتفوی از نظر «طبقه دارایی» کاملاً در سهام متمرکز است، اما در بازار سهام سبدی متنوع محسوب میشود.
برای مثال، فردی که سهام شرکتهایی از صنایع بانکی، پتروشیمی، فلزی، دارویی و غذایی را در اختیار دارد، نسبت به فردی که تمام سرمایه خود را در چند سهم یک صنعت قرار داده، پرتفوی متنوعتری دارد.
بنابراین هنگام بررسی میزان تمرکز یا تنوع یک سبد سرمایهگذاری باید مشخص کنیم که درباره کدام سطح صحبت میکنیم: یک شرکت، یک صنعت، یک طبقه دارایی یا حتی یک بازار خاص.
انتخاب بین سبد متمرکز و متنوع
در عمل، انتخاب سرمایهگذار فقط میان «سبد کاملاً متمرکز» یا «سبد کاملاً متنوع» نیست و بسیاری از سبدهای سرمایهگذاری جایی میان این دو قرار میگیرند.
برای مثال، سرمایهگذار میتواند بخش اصلی سرمایه خود را میان داراییهای متنوع تقسیم کند و بخش کوچکتری را به چند سرمایهگذاری خاص اختصاص دهد که نسبت به آنها دید مثبتتری دارد و حاضر است برای کسب بازده احتمالی بیشتر، ریسک بیشتری بپذیرد.
نسبت این دو بخش برای همه افراد یکسان نیست. فردی با درآمد پایدار، افق زمانی بلند و تحمل ریسک بالا ممکن است ترکیب متفاوتی نسبت به فردی داشته باشد که در آینده نزدیک به بخشی از سرمایه خود نیاز دارد. بنابراین، تنوعبخشی نباید فقط به افزایش تعداد داراییها تبدیل شود. ترکیب پرتفوی باید با هدف مالی و میزان ریسکی که سرمایهگذار میتواند تحمل کند، هماهنگ باشد.
در بازار ایران چگونه تمرکز واقعی پرتفوی را بررسی کنیم؟
برای بررسی میزان تمرکز پرتفوی، فقط شمردن تعداد سهام کافی نیست. ممکن است سرمایهگذار تعداد زیادی سهم داشته باشد، اما بخش بزرگی از آنها به عوامل اقتصادی مشابهی وابسته باشند.
فرض کنید فردی پنج سهم بانکی، چهار سهم پتروشیمی و سه سهم فلزی دارد. در ظاهر، پرتفوی او شامل ۱۲ سهم است؛ اما اگر وزن اصلی سرمایه روی همین چند صنعت باشد، تغییر شرایط یک صنعت یا یک متغیر اقتصادی مشترک میتواند همزمان بخش بزرگی از پرتفوی را تحت تأثیر قرار دهد.
در مقابل، سرمایهگذاری که بخشی از دارایی خود را در سهام صنایع مختلف، بخشی را در ابزارهای درآمد ثابت و بخشی را در داراییهایی مانند طلا قرار داده است، نهفقط درون بازار سهام، بلکه میان طبقات مختلف دارایی نیز تنوع بیشتری دارد.
برای ارزیابی بهتر تمرکز پرتفوی میتوان چند سؤال ساده مطرح کرد:
- اگر یکی از شرکتهایی که در آن سرمایهگذاری کردهام با مشکل مواجه شود، چه مقدار از کل سرمایه من تحت تأثیر قرار میگیرد؟
- اگر یک صنعت وارد دوره رکود شود، چه سهمی از پرتفوی من آسیب میبیند؟
- اگر کل بازار سهام افت کند، چه میزان از دارایی من در معرض این افت قرار دارد؟
و مهمترین سوال:
- آیا ترکیب فعلی سرمایهگذاریها با هدف مالی و میزان تحمل ریسک من هماهنگ است؟
پاسخ به این سؤالها معمولاً تصویر دقیقتری از میزان تمرکز واقعی پرتفوی ارائه میدهد.
جمعبندی
پرتفوی متنوع تلاش میکند وابستگی سرمایه به عملکرد یک سهم، صنعت یا دارایی خاص را کاهش دهد. در مقابل، پرتفوی متمرکز بخش بیشتری از سرمایه را به تعداد محدودی سرمایهگذاری اختصاص میدهد تا در صورت موفق بودن انتخابها، اثر آنها بر بازدهی کل بیشتر باشد.
هیچکدام از این دو روش برای همه سرمایهگذاران مناسب نیستند. فردی که اولویت او کنترل نوسان و کاهش وابستگی سرمایه به چند دارایی خاص است، معمولاً به تنوع بیشتری نیاز دارد. در مقابل، فردی که دانش تحلیلی کافی، دید مشخص نسبت به چند سرمایهگذاری خاص و توان تحمل نوسان بیشتر دارد، ممکن است بخشی از سرمایه خود را متمرکزتر نگه دارد.
بنابراین، سؤال اصلی این نیست که «چند سهم یا چند دارایی باید داشته باشم؟». سؤال مهمتر این است که چه میزان ریسک با اهداف مالی، افق سرمایهگذاری و توان مدیریت پرتفوی من سازگار است. پاسخ به همین سؤال میتواند مشخص کند که سبد سرمایهگذاری شما باید متمرکزتر باشد یا متنوعتر.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟
ارسال دیدگاه